دل یا عرش خدا
گفت پیغمبرکه حق فرموده است----- من نگنجم هیچ دربالا وپست
درزمین وآسمان وعرش نیز------- من نگنجم،این یقین دان ای عزیز
دردل مؤمن بگنجم،ای عجب----- گرمرا جویی،درآن دلها طلب
امام محمد غزالی درکتاب کیمیای سعادت می گوید:«حقیقت دل ازاین عالم نیست وبدین عالم غریب آمده است.پادشاه تن،دل است.معرفت خدا ومشاهدۀ جمال خدا،صفت دل است.تکلیف،بردل است.خطاب خدا به دل است.عتاب وعقاب به دل است.وازهمه مهمترشناخت معرفت دل،شناخت معرفت خداست.
فکرکن!دلی که می خواهد عرش خداوند باشد!چگونه باید باشد؟
آیا دلی که ازحرام پروزش یافته می تواند عرش خداوند باشد؟آیا دلی که ناپاک باشد می تواند عرش خداوند باشد؟آیا دلی که به انواع آلودگیها،آلوده شده است می تواند عرش خداوند باشد؟وآیا...
پس ای برادراگرایمان داری ومایلی که خداوند بردلت مستولی شود،دلت را ازهرچه آلودگی است پاک کن.
براستی که مؤمن بودن چه نعمت بزرگی است!براستی که صاحب دلی بودن که آن دل عرش خداوند است چه نعمت بزرگی است!چقدراین دل باعث غروراست!چقدراین نعمت انسان را مست می کند!برای مؤمن ازدنیا وآخرت، همین افتخاربس است که دلش عرش خداوند است.خدایا ما را مؤمن بمیران!آمین