عوامل عقب ماندگی ایرانیان از دیدگاه مصطفی ملکیان
مصطفی ملکیان (متولد۱۳۳۵در شهرضا) فیلسوف و روشنفکر ایرانیست. پژوهشهای او عمدتاً در حوزه اخلاق، دین، فلسفه دین، معنای زندگی، روانشناسی، علوم انسانی، روش تحقیق و روشنفکری است.
نظریه عقلانیت و معنویت از مهمترین نظریات اوست. مصطفی ملکیان به اولویت فرهنگ بر سیاست معتقد است و بنابراین وظیفه روشنفکر را بیشتر نقد فرهنگی جامعه میداند تا نقد سیاسی دولت. روشنفکران و مصلحان اجتماعی به جای اینکه همیشه مجیز مردم را بگویند و فکر کنند تمام مشکلات متوجه رژیم سیاسی است، باید از مجیزگویی مردم دست بردارند و به مردم بگویند چون شما اینگونهاید حاکمان هم آنگونهاند.
حاکمان زائیده این فرهنگند، جامعهای که فرهنگش این باشد ناگزیر سیاستش هم آن میشود و اقتصادش هم آن میشود. خطاست که برای روشنفکران و مصلحان اجتماعی برای دست یافتن به محبوبیت اجتماعی مجیز مردم را بگویند و بگویند که مردم هیچ عیب و نقصی ندارند چرا که رژیم سیاسی ناشی از مردم است و رژیم سیاسی بهتر به فرهنگ بهتر نیاز دارد.
ملکیان به عوامل و عناصری اشاره می کند که موجب عقبماندگی ایرانیان شده است:
پیشداوری:اولین خصوصیتی که در ما وجود دارد، پیشداوریهای فراوان نسبت به بسیاری از امور است. اگر هر کدام از ما به درون خودمان رجوع کنیم پیشداوریهای فراوان میبینیم.
جزمیت و جمود:نوعی جزمیت (دگماتیسم) و جمود در ما ریشه کرده است. ممکن است ما معتقد باشیم که فلان گزاره درست است. این سالم است، اما اگر معتقد باشیم که فلان گزاره محال است که درست نباشد؛ این محال است انسان را تبدیل به انسان دگمی میکند.
خرافهپرستی: ویژگی دیگر ما خرافهپرستی است هم خرافه در بافت دینی و مذهبی و هم در بافتهای غیر دینی و مذهبی، خرافه در بافت مذهبی یعنی چیزی که در دین نبوده و در آن وارد شده است.
اما مهمتر این است که به معنای سکولار آن هم خرافهپرست هستیم. خرافی به معنای باور آوردن به عقایدی که هیچ شاهدی به سود آن وجود ندارد ولی ما همچنان آن عقاید را در کف داریم. راهحل درمان این سه عامل اول، تقویت روحیه استدلالگرایی است.
بهادادن به داوریهای دیگران نسبت به خود
همرنگی با جماعت
تلقینپذیری:یعنی رایی را بیان کردن و آرای مخالف را بیان نکردن و مخاطب را در معرض همین رای قرار دادن. تلقینپذیری یعنی قبول تکآوایی
القاپذیری:با تلقینپذیری متفاوت است. در القا یک رای آنقدر تکرار میشود تا تکرار جای دلیل را بگیرد.
تقلید:یعنی اینکه من آگاهانه یا ناآگاهانه تحتالگوی شخصی باشم.
تعبد:یعنی سخنی را پذیرفتن صرفاً به این دلیل که فلان شخص آن را گفته است
شخصیتپرستی:کمتر مردمی به اندازه ما شخصیتپرستند و شخصیتپرستی جز این نیست که شخصیتی خود را بر خود عرضه میکند و خوبیهایی که در زندگی اطراف خودمان نمیبینیم از سر توهم به او نسبت میدهیم و او را به دست خودمان بزرگ میکنیم.
تعصب:به معنی چسبیدن به آنچه که داریم و نگاه نکردن به چیزهای فراوانی که نداریم.
اعتقاد به برگزیدگی: اینکه گمان میکنیم به نوعی مورد لطف خدا هستیم
تجربه نیندوختن از گذشته:انسانهای سالم کسانی هستند که در درونشان میتوانند بزرگترین دشمنان خود را از لحاظ عاطفی ببخشایند، چرا که از لحاظ عاطفی باید بخشود اما از لحاظ ذهنی نباید فراموش کرد. اما متأسفانه ما عکس این عمل میکنیم،از لحاظ عاطفی نمیبخشیم و کینهجویی در ما زنده است، اما به لحاظ ذهنی فراموش میکنیم چرا که حافظه تاریخی ملت ما بسیار کند و تار است.
جدی نگرفتن زندگی:سقراط از ما میخواست که در عین شوخطبعی زندگی را جدی بگیریم کسانی زندگی را جدی میگیرند که دو نکته را باور کنند:۱-باور به مستثنی بودن از قوانین حاکم بر جهان؛ دلیل هر جدی نگرفتن مستثنی ندانستن خود از قوانین هستی است.۲-نسبتسنجی در امور: انسانهایی که زندگی را جدی نمیگیرند چیزهای مهمتر را برای چیزهای مهم رها میکنند
دیدگاه مبتذل نسبت به کار: دیدگاه کمتر مردمی نسبت به کار تا حد دیدگاه ما نسبت به کار مبتذل است. ما کار را فقط برای درآمد میخواهیم و بنابراین اگر درآمد را بتوانیم از راه بیکاری هم به دست آوریم از کار استقبال نمیکنیم.
قائل نبودن به ریاضت:ریاضت به معنای آنکه باید چیزهایی را فدا کرد تا چیزهای باارزشتری را به دستآورد. ما میخواهیم همه چیز را داشته باشیم و وقتی دیدگاهمان نسبت به کار آنگونه است، نسبت به مصرف هم دیدگاهمان اینگونه میشود و باعث میشود دچار مصرفزدگی شویم. کدام یک از ما برای آرمانهای خود حاضر است به قدر ضرورت اکتفا کند؟ این مصرفزدگی ما را به دنائت میکشد. اگر به ضروریات زندگی قانع بودیم، مجبور به کرنش کردن نبودیم.
از دست رفتن قوه تمیز بین خوشایند و مصلحت:مردمی که منافع کوتاهمدت را ببینند و قدرت دیدن منافع درازمدت را نداشته باشند در معرض فریبخوردگی هستند.
زیادهگویی:ما ملت پرسخنی هستیم و آسانترین کار برای ما حرفزدن است.
زبان پریشی:بدتر از پرسخنی ما زبانپریشی ما است. زبانپریشی به این معنا است که انسان حرف خود را خودش هم متوجه نمیشود.
ظاهرنگری:ظاهرنگری به دلیل غلبه روحیه فقهی در دین بر کل کارهایمان سایه افکنده است. یعنی به جای آنکه ما به ارزش و انگیزه کار توجه کنیم فریفته ظاهر میشویم.
منبع ::: http://www.boursenews.ir/fa/pages/?cid=110347





تمام کسانی که دوستشان دارید٬ تمام کسانی که می شناسید٬ تمام کسانی که تابحال چیزی در موردشان شنیده اید٬ تمام کسانی که وجود داشته اند٬ زندگی شان را در اینجا سپری کرده اند.
آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده اید که چرا با این که به اصطلاح سرعت اینترنت شما 56 است اما همواره با 4 یا 5 کیلوبایت در ثانیه بیشتر دانلود نمیکنید؟ چرا بین سرعت واقعی اینترنت و سرعت دانلود تفاوت زیادی وجود دارد؟ این موضوع یک دلیل منطقی دارد و بسیاری از افراد در این خصوص دچار اشتباه میشوند. هم اکنون به معرفی نکته ای میپردازیم که همه چیز را در این زمینه روشن میکند. 








" محبت همه چیز را شکست می دهد و خود شکست نمیخورد " . تولستوی
" ما ندرتاً دربارۀ آنچه که داریم فکر می کنیم ، درحالیکه پیوسته در اندیشۀ چیزهایی هستیم که نداریم " . شوپنهاور
" آنكه مي تواند ، انجام مي دهد،آنكه نمي تواند انتقاد مي كند " . جرج برنارد شاو
" لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم؛ غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند " . علی شریعتی
" تمدن، تنها زاییده اقتصاد برتر نیست، در هنر و ادب و اخلاق هم باید متمدن بود و برتری داشت " . لویی پاستور
" باید دنبال شادی ها گشت ولی غمها خودشان ما را پیدا می کنند " . فردریش نیچه
" کمربند سلطنت ، نشان نوکری برای سرزمینم است نادرها بسیار آمده اند و باز خواهند آمد اما ایران و ایرانی باید همیشه در بزرگی و سروری باشد این آرزوی همه عمرم بوده است " . نادر شاه افشار
اگر در اولين قدم، موفقيت نصيب ما مي شد، سعي و عمل ديگر معني نداشت. موريس مترلينگ
بهترین چیزها زمانی رخ می دهد که انتظارش را نداری. گابریل گارسیا مارکز
” لازم نيست گوش كنيد، فقط منتظر شويد . حتي لازم نيست منتظر شويد ، فقط بياموزيد آرام و ساكن و تنها باشيد. جهان آزادانه خود را به شما پيشكش خواهد كرد تا نقاب از چهرهاش برداريد انتخاب ديگري ندارد؛ مسرور به پاي شما در خواهد غلطيد “ . فرانتس كافكا
" گنجی که در اعماق نامحدود شما حبس شده است ، در لحظه ای که خود نمی دانید ، کشف خواهد شد " . جبران خلیل جبران
اگر جانت در خطر بود بجای پنهان شدن بکوش همگان را از گرفتاری خویش آگاه سازی . ارد بزرگ
" كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند " . گوته
" پيروزی آن نيست که هرگز زمين نخوری، آنست که بعد از هر زمين خوردنی برخيزی" . مهاتما گاندی
" کسی به فرجام زندگی آگاه نیست ، خداوند هم نیازی به عبادت بنده ندارد " . فردوسی خردمند
” تکامل و حرکت، مبنا و پیش فرض کل وجود است “ . انگلس
" بيشترين تأثير افراد خوب زمانى احساس مى شود كه از ميان ما رفته باشند " . امرسون
" از ديروز بياموز. براي امروز زندگي کنو اميد به فردا داشته باش" . آلبرت انيشتن
" براي اداره كردن خويش ، از سرت استفاده كن . براي اداره كردن ديگران ، از قلبت " . دالايي لاما
" انسان بايد از هر حيث چه ظاهر و چه باطن , زيبا و آراسته باشد " . چخوف
" لحظه ای که به کمال رسیدم و منور شدم ، تمام هستی کامل و منور شد " . بودا
" تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید . پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند " . گراهام بل
يكي از جالبترين افكار بشر، ايده جابجايي در بعد زمان است. 

