صداي پاي زلزله در تبريز
گسترش شهر
در سالهاي اخير شاهد گسترش اکثر شهرهاي ايران بودهايم که با افزايش جمعيت امري غيرقابل انکار است. ولي اينکه شهرها در چه مناطقي گسترش يابند، و با چه روندي اين ساخت و سازها انجام بپذيرند مهم است. شايد بتوان گفت که در شهري مثل تهران، گسترش شهر به سمت گسلها قبل از پيشرفت علوم وابسته به زلزله شناسي که به شناسايي گسلها انجاميد، اتفاق افتاده است و در اين مرحله امکان جلوگيري از اين روند وجود ندارد. اما در بسياري از شهرهاي ايران از جمله شهر تبريز وضعيت چنين نبوده است. مناطق بسيار وسيعي که تا چند سال اخير کاملا خالي از سکنه بودهاند و با وجود مشخص بودن محل دقيق گسل و دلايل کافي مبني بر فعال بودن آن، ساخت و ساز به اين سمت هدايت شده است. گسل شمال تبريز که زماني از 3 کيلومتري شهر تبريز عبور ميکرد، در حال حاضر جزو يکي از محله هاي شهر تبريز به حساب ميآيد. شهرک هاي باغميشه، ولي امر، يوسف آباد و ارم دقيقا بر روي روند اصلي گسل شمال تبريز احداث شدهاند. فرض اينکه هرکجا ميخواهيم بسازيم، ولي محکم بسازيم، امري است که بشدت از سوي کارشناسان علم زلزله رد ميشود. چرا که در تحقيقات اخير مشخص گرديده است که در نزديکي محل گسلش شرايط خاص و ويژهاي حاکم است از جمله شتاب قائم بسيار زياد همانند آنچه که در زلزله بم شاهد بوديم و نيز تاثير بسيار مخرب زلزله هاي نزديک بر ساختمانهاي بلند بدليل ايجاد تغيير مکان بسيار زياد در اين سازه ها. بر اساس تحقيقي که در زمينه حريم گسلهاي ايران بصورت کلي انجام پذيرفته است، اين حريم حداقل 2 کيلومتر تعيين گرديده است [1].
خسارتهاي ناشي از زمين لرزه در تبريز
خسارتهايي که در اثر زمينلرزه ايجاد ميشوند، خسارتهايي مشخص و تجربه شده هستند که در زلزله هاي گذشته ايران و جهان، شاهد تکرار اين خسارتها بودهايم. اما آنچه که در تبريز علاوه بر خرابي معمول سازهها شاهد خواهيم بود، خسارتهايي همچون زمين لغزش است که قبلا هم در اوايل دهه هفتاد در تپه هاي وليعصر شاهد آن بوده ايم. خطرات ثانويه ديگري که در شهر تبريز انتظار ميرود، خطر آتش سوزي بر اثر لوله کشي گاز، و نيز وجود پالايشگاه و پتروشيمي در مجاورت شهر تبريز است. از سوي ديگر يک سد تفريحي در منطقه بارنج تبريز در حال احداث است که در صورت عدم طراحي مناسب اين سد، با وجود اينکه مخزن سد زياد بزرگ نيست، ولي باز هم احتمال بروز سيل در صورت شکست احتمالي آن در مناطق پشت درياچه اين سد وجود دارد.
مسئول کسيت؟
گسترش شهرها بر اساس طرح جامع انجام ميپذيرد. طرح جامع، محدوده هاي شهري را مشخص ميکند و نيز کاربري اراضي مختلف را نيز تعيين ميکند. از طرف ديگر گسترش شهر تبريز بر روي منطقه گسلي شمال تبريز، گسترش بيرويه نيست. چرا که شاهد ساختارمند بودن اين مناطق هستيم که مشخص ميکند بر اساس طرح جامع و يا طرحي که از سوي سازمانهاي متولي زمين و مسکن ديکته شده، انجام پذيرفته است. ساخت برجهاي نسبتا بلند دقيقا بر روي خط گسلي و نيز شهرکهايي که هنوز هم با شدت هرچه بيشتر گسترش آنها به پاي دامنه کوههاي شمالي شهر ادامه دارد، حاکي از برنامه مند بودن چنين گسترشي دارد. پس فرض اينکه اين گسترش توسط مردم و بدون در نظر گرفتن قوانين توسعه شهري انجام پذيرفته، کاملا رد ميشود. پس مسئول کسي است که اجازه ساخت و ساز در اين منطقه را داده و ميدهد.
نتيجه گيري
مدتهاست که بحث مديريت بحران در شرايط بروز حوادث غيرمترقبه از جمله زلزله، تبديل به بحث روز شده است. چرا بايد هميشه منتظر بروز شرايط بحراني باشيم و سپس اقدام به مديريت آن نماييم. چرا بايد همواره شاهد تلفات هزاران تن از هموطنان باشيم و سپس اقدام به مديريت اين شرايط کنيم و در نهايت با ارائه آمارهاي مربوط به زنده يابي و کفن و دفن و نيز بازسازي مناطق آسيب ديده افتخار کنيم؟ همين امروز، روزي است که بايد مديريت بحران را شروع کنيم. تمام متخصصان علم زلزله بر حتمي بودن بروز زلزله در شهر تبريز صحه ميگذارند و با توجه به نزديک شدن دوره بازگشت زمينلرزه هاي اين منطقه، خود را براي بروز فاجعه انساني و اقتصادي ديگري آماده ميکنند. و بقول يکي از اساتيد، از همين امروز زمينلرزه آينده ايران را تسليت ميگويند. چرا بايد شرايطي را بوجود آوريم که جامعه علمي کشور که سالهاست در زمينه لرزه خيزي کشور تحقيق ميکنند، حالا فقط بر اساس تصميم اشتباه، فقط به ابراز تاسف بسنده کنند. جامعه علمي کشور ايران، قدرت اجرايي ندارد و اين وظيفه مقامات اجرايي است که به تحقيقات کارشناسي ارج نهاده و به عنوان يک ارزش به آن بنگرند و با بکار بستن اين راهکارها حافظ جان و مال مردم باشند.
يک گفته قديمي است که ميگويد: "عاقل کسي است که از يک سوراخ دوبار گزيده نشود"! آيا کشته شدن بيش از 30 هزار نفر از هموطنانمان در شهر بم، به اندازه کافي تکان دهنده نبود و باز هم منتظر زنگ خطر ديگري هستيم؟
آنچه که مسلم است عدم وجود ارگانهاي ناظر قوي و بيطرف در نظام ساخت و ساز کشور، باعث گرديده تا از بياطلاعي مردم، در گسترش شهرها سوء استفاده گردد. در اين بين سازمان نظام مهندسي که خود را نماينده قشر مهندسان ميداند، بايد با هوشياري هرچه بيشتر، اقدام به جلوگيري از تصميمات نادرست و خطرساز نمايد ولي آنچه که در سالهاي اخير از اين سازمان ديدهايم کاملا نااميد کننده بوده است و متاسفانه اين سازمان به غير از تاييد نقشه، بهيچ عنوان جايگاهي در تصميم گيري هاي کلان ندارد و اين به ضعف ساختاري اين سازمان برميگردد. پس لازم است تا مردم خود با هوشياري نسبت به خطري که زندگي آنها را تهديد ميکند اقدام به تهيه مسکن نمايند و اين چيزي نسيت که فقط در شهر تبريز مطرح باشد، چرا که در شهر مشهد، بندرعباس و بسياري از شهرهاي کشورمان شاهد اين معضل هستيم.