برا چند تا جوووووووووووووووووووک حال دارییییییییییییییییییی؟

جمله بساز
به یارو میگن: با بالش جمله بساز ..!!

می گه: یه گنجشک دیدم با تفنگ زدم به بالش ،

می گن: نه این بالش ، اون یکی بالش ..
می گه: با تفنگ زدم به اون بالش ،...

می گن: اصلن بالش رو بی خیال شو ؛ با تشک جمله بساز ..!!
می گه: تو شک داری زدم به بالش ؟

می گن: اصآ با پتو جمله بساز ..!!
می گه: پَ تــو شک داری زدم به بالش ،

می گن: اصلا با تخت جمله بساز ..!!

می گه خیالت تخت ، زدم به بالش

---------------------------------------------------------------

اینم من بدون آرایش

داریم کم کم نزدیک میشیم به روزی که یه پسر از خودش عکس بزاره و زیرش بنویسه
“اینم من بدون آرایش”: 

---------------------------------------------------------------

اگه با کسی قهرید

اگه با کسی قهرید اینو بدونید که دنیا دو روزه...
پس واسه دو روز ارزش نداره برید منت کشی و آشتی و این حرفا...
همینجوری قهر بمونید... و حالشو ببرید

---------------------------------------------------------------

خنده ......
یارو خفاش میبینه از خنده غش میكنه
بهش میگن چرا میخندى ؟
میگه تا حالا گنجشك با چادر ملى ندیده بودم 

---------------------------------------------------------------

نامه عاشقانه
نامه ی عاشقانه ی ۱مهندس کامپیوتر:
دلم واست یه bit شده, پس کی این کابل ازدواجمون وصل میشه تا kb kb عشق واست وصل کنم؟ عشق من, حیف پدرت مثل۱ فایروال نمیذاره بهت دسترسی داشته باشم. ولی نترس یه راهی برا هک کردنش پیدا میکنم! مواظب خودت باش.
دلتنگ تو... مهندس

---------------------------------------------------------------

رتبه کنکور
رتبه کنکور دوستم رو واسش اس ام اس کردن
اومده میگه: نمیدونم کی واسم شارژ ایرانسل فرستاده!!!

ورقه امتحانی!!!

منبع: بچه های کامپیوتر 89

داستانی ...

زنی با سر و صورت کبود و زخمی سراغ دکتر میره ،
دکتر می پرسه: چه اتفاقی افتاده؟
خانم در جواب میگه: دکتر، دیگه نمی دونم چکار کنم. هر وقت شوهرم مست میاد خونه،منو زیر مشت و لگد له می کنه.
دکتر گفت: خب دوای دردت پیش منه ! هر وقت شوهرت مست اومد خونه، یه فنجون
چای سبز بردار و شروع کن به قرقره کردن. و این کار رو ادامه بده.
... دو هفته بعد ، اون خانم با ظاهری سالم و سرزنده پیش دکتر برگشت.
خانم گفت: دکتر ، پیشنهادتون فوق العاده بود. هر بار شوهرم مست اومد خونه، من
شروع کردم به قرقره کردن چای و شوهرم دیگه به من کاری نداشت.
دکتر گفت: می بینی اگه جلوی زبونت رو بگیری خیلی چیزا حل میشن !
:)))

(((با عرض پوزش از خانم ها... لطفا کمی فکر کنید شاید یک حقیقت تلخ باشد ... شاید...)))

آیا همیشه ،حقیقت، آن چیزی است که ما فکر می کنیم؟

آیا همیشه ،حقیقت، آن چیزی است که ما فکر می کنیم؟

اعلام اسامی چند بازی‌ رایانه‌ای اهانت آمیز

اعلام اسامی چند بازی‌ رایانه‌ای اهانت آمیز
 
یک کارشناس فضای مجازی با انتقاد از اهانتهایی که به صورت غیرمستقیم در ساخت بازیهای رایانه ای خارجی به مقدسات صورت می گیرد و از سوی کاربران توجهی به آن نمی شود، گفت: متأسفانه به صنعت بازی‌های رایانه ای در کشور ما به عنوان رسانه سرگرمی نگاه می‌شود.

به گزارش خبرنگار مهر، مهدی حق‌وردی در نشست آسیب‌شناسی بازی‌های رایانه‌ای که با موضوع تحلیل و بررسی هتک حرمت به پیامبران الهی در بازی‌های رایانه‌ای در ششمین نمایشگاه بین المللی رسانه های دیجیتال برگزار شد، به مجموعه ‌بازی‌های تولید شده در حوزه توهین به پیامبران الهی اشاره کرد و گفت: این مجموعه بازی‌های خارجی به صورت رایگان یا با کمترین قیمت دراختیار کاربران کشورهای مختلف قرار می‌گیرد.

وی با اشاره به بازی رایانه‌ای جنگ پیامبران افزود: بازی جنگ پیامبران از جمله بازی‌هایی است که به پیامبران الهی‌مان توهین کرده‌اند و این بازی به صورت رایگان در اختیار کاربران قرار می‌گیرد. کاربر در این بازی در جایگاه پیامبران همچون حضرت نوح(ع)، حضرت موسی(ع)، حضرت مریم(س) مبارزه می‌کند که سازنده این بازی در اعترافاتش اعلام کرده که با شرکت کوماوار وابسته به آمریکا همکاری‌های بسیاری داشته‌ است.
 
این کارشناس حوزه فضای مجازی با اشاره به برخی از بازی‌ها که در آن میزهای تروریست‌ها به نام رسول‌الله (ص) حکاکی شده است، گفت: در بازی "هیتمن" شاهد آن هستیم که اسامی اعضای گروه تروریسی با نام‌هایی همچون احمدزاده، محمد امین برگرفته از اسامی پیامبران الهی هستند و حتی در بخش‌هایی از بازی شاهد این موضوع هستیم که مقر گروههای تروریسی مسجد جامع اصفهان است.
 
وی افزود: در بازی رایانه‌ای "کاورت استیک" شاهد این موضوع هستیم که زمانیکه قهرمان بازی برای جنگ وارد لیبی می‌شود و باید با دشمنان مبارزه کند، از مقرر دشمنان صدای اذان، قرآن و صلوات شنیده می‌شود. آنها به گونه‌ای مباحث را ترسیم کرده‌اند که مسلمانان تروریست بوده و نماد تروریست قرآن، اذان و صلوات است.
 
این کارشناس فضای مجازی با اشاره به بازی رایانه‌ای "رزیدنت اویل" (شیطان مقیم) گفت: این بازی به گونه‌ای طراحی شده است که قهرمان داستان باید مراحلی را طی کند تا دختر رئیس جمهور آمریکا را آزاد کند. در مرحله‌ای از بازی متوجه می‌شویم که درهایی که باز می‌شود تا زندانی آزاد شود، طرح درب‌ها از درب اصلی مسجد‌النبی و نام مبارک ایشان گرفته شده که با نشان دادن این موضوع تلاش می‌کنند تا نام حضرت رسول اکرم(ص) را نماد و نشانه گروه تروریستی معرفی کنند.
 
حق‌وردی اظهار داشت: اخیرا با ساخت فیلمی به پیامبراعظم(ص) توهین شد و واکنش بسیاری از مسلمانان را در بر داشت. حال با ساخت این بازی‌ها چه کسی متوجه این توهین‌ها می‌شود؛ اهانت‌هایی که دشمن به واسطه غیرمستقیم‌گویی آن را انجام می‌دهد و شاید کاربر در نگاه اول متوجه اهانت‌ها نباشد.
 
وی افزود: متأسفانه به صنعت بازی‌ها به عنوان رسانه سرگرمی نگاه می‌شود تا تأثیرگذار و تا زمانی که این نگاه‌ها وجود دارد، شاهد چنین اتفاقاتی خواهیم بود.
 
منبع::: سایت تابناک

معرفی سایت بازی آنلاین شطرنج

سایت www.chess.com يك سايت بسیار عالی براي بازي شطرنج می باشد. شما مي توانيد از طريق اين سايت با شطرنج بازاني از سراسر دنيا به صورت آنلاین بازي كنيد.

ابتدا بايد ثبت نام كنيد و يك آي دي براي خودتان بسازيد و از طريق آي دي خودتان وارد شوید. اين سايت امكانات زيادي براي انواع بازي شطرنج دارد كه البته براي بهره مند شدن از امکانات بیشتر بايد پول پرداخت كنيد. مي توانيد از طريق اين سايت با اشخاصي از سراسر جهان و حتي ايراني هاي ديگر دوست شوید و شطرنج بازی کرده و چت كنيد. البته چتش قوي نيست ولي موقع بازي براي برقراري ارتباط با رقيبتان مفيد است. بازي تك نفره با دوستانتان يا به صورت تصادفي با اشخاص ديگر تو هرجاي اين كره خاكي به صورت مجاني امكان پذير است. كافي است كه وقتي وارد اكانتتان می شوید از گزينه Play گزينه Live chess رو انتخاب كنيد. يك صفحه شطرنج برای شما باز مي شود كه مي توانيد زمان مورد نظرتان را انتخاب و بازی كنيد. در ابتدا به شما امتیاز 1200 داده مي شود. هربازي را كه ببريد يا ببازيد به تناسب به شما امتياز مي دهد يا از شما امتياز كم مي كند.

قسمتهای دیگری هم برای آموزش شطرنج وجود دارد که دیدن آنها هم خالی از لطف نیست. اگر فرصت کرد در آینده به معرفی قسمتهای مختلف این سایت می پردازم.

آي دي من تو اين سايت younesf می باشد. مي توانيد بعد از مراجعه به سايت من را به بازی دعوت كنيد.

http://www.pic.iran-forum.ir/images/v5jok6kzlj70axkksdxx.jpg

غذاهای دانشگاههای مختلف جهان

غذاهای دانشگاههای مختلف جهان

 http://www.redlink1.com/mydocs/new-group/4/01.jpg
http://www.redlink1.com/mydocs/new-group/4/02.jpg
http://www.redlink1.com/mydocs/new-group/4/03.jpg
http://www.redlink1.com/mydocs/new-group/4/04.jpg
http://www.redlink1.com/mydocs/new-group/4/05.jpg
http://www.redlink1.com/mydocs/new-group/4/06.jpg

یه سوال ریاضی...

مسلما 1 مساوی با 1 است اما عکس زیر کاملا منطقی نشان دهنده آن است که یک مساوی با 2 است. آیا کسی میتواند بگوید که چه ترفندی در اینجا به کار رفته و یا شاید هم ترفندی در کار نبوده و 1 مساوی با 2 است!!!

منبع: انجمن علمی آمار دانشگاه لرستان

مسلمان ...

جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت : بین شما کسی هست که مسلمان باشد ؟

همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد ،

بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت : آری من مسلمانم جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا ،

 پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند،جوان با اشاره به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که میخواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش کند و به کمک احتیاج دارد،

پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند و پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت که به مسجد بازگردد و شخص دیگری را برای کمک با خود بیاورد

جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید : آیا مسلمان دیگری در بین شما هست ؟

افراد حاضر در مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را بقتل رسانده نگاهشان را به پیش نماز مسجد دوختند،

پیش نماز رو به جمعیت کرد و گفت : چرا نگاه میکنید ، به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان نمیشود !!!

دستگیری صمد ممد

یک ایرانی VOA را سر کار گذاشت؛
«صمد» و «ممد» به صدای آمریکا می روند! *فیلم
یکی از بینندگان تلویزیون فارسی صدای آمریکا از بی اطلاعی دست اندرکاران شبکه استفاده کرده و با دست انداختن مجری، نام سه نفر از هنرپیشه های کمدی معروف تبریز به نام های 'بابک نهرین' ، 'علیرضا رنجی پور' و 'هاشم چاوشی' را به لیست زندانیان سیاسی اعلام شده توسط آن شبکه اضافه کرد!
 

به گزارش سرویس سیاسی جام نیوز، شبکه دولتی صدای آمریکا (VOA) همواره با استناد به اخبار غیر واقعی و تأیید نشده، سعی در القای شایعات بی اساس دارد. این شبکه علیرغم بی اطلاعی از وقایع ایران، در راستای سیاست های خصمانه خود با آغوش باز به استقبال اخباری از این دست می رود. همین نقطه ضعف موجب شده تا شبکه یادشده به سوژه خنده و شادی مخاطبان تبدیل شود.
یکی از بینندگان تلویزیون فارسی صدای آمریکا در برنامه [روی خط] پنجشنبه 26ژانویه (6بهمن) که به موضوع "بازداشت ها در ایران" اختصاص داشت از بی اطلاعی دست اندرکاران شبکه استفاده کرده و با دست انداختن مجری، نام سه نفر از هنرپیشه های کمدی معروف تبریز به نام های "بابک نهرین" ، "علیرضا رنجی پور" و "هاشم چاوشی" را به لیست زندانیان سیاسی[!] اعلام شده توسط آن شبکه اضافه کرد.
بابک نهرین وعلیرضا رنجی پور که با نام های مستعار هنری "صمد" و"ممد" فعالیت می کنند، از هنرپیشه های معروف آذربایجان هستند که در میان هموطنان آذری زبان از محبوبیت بالایی برخوردارند.
یادآوری می شود که سر کار گذاشتن مجریان صدای آمریکا مسبوق به سابقه است؛ چندی پیش نیز بیننده ای که خود را "نقی از علی آباد" معرفی می کرد، با استفاده از سناریوی سریال پربیننده "پایتخت" ، این شبکه را به تمسخر گرفته بود.

منبع ::: http://khabartabriz.blogfa.com/

یک اصفهانی ، یک شیرازی(طنز)

فقط یک اصفهانی میتواند یک جمله با 20 فعل بسازد:

داشتم می رفتم برم دیدم گرفت نشست گفتم بذار بپرسم بیبینم میاد نیمیاد دیدم میگد نیمیخوام بیام بذار برم بیگیرم بخوابم...

و اما یک شیرازی بدون فعل جمله میسازد

ها آمو بیخیال ...

خوابگاه پسران و دختران در شب قبل از امتحان!!!

شب – خوابـگاه دخــتـران – سکـانس اول:

(دخــتر «شبنم» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد.)
شبنم:ِ وا!… خاک بـرسرم! چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی؟!
لالـه: خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد.)
شبنم: بگـو ببـینم چی شـده؟
لالـه: چی می خواســتی بشـه؟ امروز نـتیجه ی امتـحان <آناتومی!!!> رو زدن تــو بُــرد.
منــی که از ۶ مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم، مـنی که بـه امیـد ۲۰ سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم، دیــدم نمــره ام . . .
!!!!
شـده ۱۹!!!!!! ( بر شـدت گریه افزوده می شــود)

ادامه نوشته

ترفند های خنده دار دانشجوی نمونه شدن

  • مشروط شوید. مشروطی را برای دانشجو ساخته اند نه رئیس دانشگاه و اساتید. هیچکدام همه واحد های خود را پاس نکنید. از حد مجاز مشروطی و ترم های مجاز حضور در دانشگاه نهایت استفاده را ببرید. مطمئن باشید بیرون از دانشگاه هیچ خبری جز رفتن به سربازی و بعد از آن بیکاری وجود ندارد. حداقل وقتی که در دانشگاه حضور دارید به عنوان یک دانشجو شناخته می شوید نه یک بیکار…
  • تا دوران تحصیلتان تمام نشده در دانشگاه عاشق شوید و ازدواج کنید. چون اگر دانشگاهتان تمام شود هیچکس حاضر نیست با یک آدم آس و پاس بیکار ازدواج کند.
  • جزوه های خود را مرتب و منظم بنویسید شاید فرجی شد و کسی برای گرفتن جزوه به شما مراجعه کرد و بختتان باز شد وگرنه بعد از تمام شدن دانشگاه بخت ازدواج را از دست خواهید داد.
  • یکی از راه های گرفتن نمره درس خواندن است. برای گرفتن نمره راه های دیگری هم وجود دارد. یکی از ساده ترین این راه ها پاچه خواری است. اکثر دانشجویان و به خصوص شاگرد اول ها نمره خود را از این طریق به دست می آورند. راه دیگر گرفتن نمره، جنس مخالف بودن است که در این روش نیازی نیست شما کار خاصی انجام دهید. نمره خود به خود برای شما منظور می شود.تهدید استاد به پنچر کردن ماشینش، مظلوم نمایی و بهانه مریضی و فوت اقوام درجه یک و دو و پیدا کردن آشنا و استفاده از بند پ روش های دیگر گرفتن نمره است که در مواقع لزوم توصیه می شود.
  • در فعالیت های فوق برنامه شرکت کنید. شما با درس خواندن فوقش یک لیسانسه بیکار می شوید. اما با شرکت در برنامه های فوق برنامه استعداد های هنری و غیر هنری خود را کشف و استعداد های هنری خود را خنثی و استعداد های غیر هنری خود را ضبط و بعد از فارغ التحصیل شدن به کار می بندید.
  • به تمام همکلاسی های خود پیشنهاد ازدواج بدهید و بعد از فارغ التحصیلی با دختر خاله پدرتان ازدواج کنید. با این کار هم مدت مدیدی چند نفر را سر کار گذاشته اید و آمار بیکاری را در کشور کاهش داده اید و هم باعث بالا رفتن اعتماد به نفس چند نفر شده اید و هم روابط فامیلی را تقویت کرده اید.
  • با گرفتن پایین ترین مدرک، دانشگاه را رها کنید. هرگز از یک سوراخ دوبار گزیده نشوید. ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری یک اشتباه بزرگ است هر وقت تحصیل را رها کنید و به کار اصلی خانوادگیتان برگردید، سود کرده اید. با ادامه تحصیل شما یک فوق لیسانس و یا دکتر بیکار خواهید شد که دیگر نمی توانید سرتان را پیش در و همسایه بلند کنید. پس تا دیر نشده به فکر یک کار نان و آب دار باشید.

منبع : m0ri

مکالمات تلفنی یک دانشجو

ترم اول(ترم جو گیریدگی):
الو سلام مامانی.منم هوشنگ.وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه.وای خدا خوابگاه رو بگو.وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن - و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده – تنم مور مور میشه..راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد که شبیه بوی خونه اصغر شیره ای همسایه بغلیمونه.دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشه! لامسب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!!! پریشب یکی از بچه ها به خاطر Over Dose از دانش رفت بخش مسمویت بیمارستان!

ترم 2(ترم عاشق شدگی):
(آه ای مریم.ای عشق من.همه زندگی من.می خواهم درختی شوم و بر بالای سرت سایه بیفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.میخواهمت با تمام وجود عزیزم.همه پول و سرمایه من متعلق به توست.بدون تو این دنیا رو نمی خوام.کی میشه این درس من تموم شه تا بیام بات ازدواج کنم...امروز یک ساعت پشت پنجره کلاستون بودم و داشتم رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در کلاس میدرخشیدی تماشا می کردم...

ترم 3(ترم افسردگی):
الو مامان سلام.مریم منو ول کرد و گذاشت رفت! مامان جون افسرده شدم اولین عشقم بود دارم میمیرم از غصه .ای خدا بیا منو بکش راحتم کن.مامان من این زندگی رو نمی خوام.....

ترم 4(ترم زرنگ شدگی):
الو سلام مهشید جون خوبی عزیزم؟منم پژمان! کجایی نفس؟ نیستی؟دلم تنگ شده واست گنجشک کوچولوی من.بیا ببینمت قربونت برم...مهشید جون من پشت خطی دارم .مامانمه.بعداً بت زنگ میزنم.......
الو به به سلام چطوری ندا جون؟آره بابا داشتم با مامانم صحبت می کردم.. پیرزن دلش تنگ شده واسم! جوجوی من حالت خوبه؟ به خدا منم دلم یه ذره شده واست.باشه عزیزم فردا ساعت 11 پارک پشت دانشکده دارو....

ترم5 (ترم مشروطه گی):
الو سلام استاد! قربون بچه ات دارم مشروط میشم.2 نمره بم بده.به خدا دیشب بابابم سکته کرد . مرد. مامانم هم از غصه افتاد پاش شکست الان تو آی سی یو بستریه. منم ضربه روحی خوردم دچار فراموشی شدم اصلاً شما رو هم یادم نمیاد ....قول میدم جبران کنم....

ترم 6(ترم ولخرجیدگی):
الو مامان من خونه می خوام ! راستی اون 50 تومنی که 3 روز پیش فرستادی تموم شد.دوباره بفرست.خرج پروژه ام شد!!!

ترم7 (ترم پاتوقیده گی):
سلام داش مصی! حاجی دمت گرم امشب بساز ما رو .از اون پنیر شیرازیای ردیف بیار که مهمون دارم. 3 صوت هم آیس بیار می خوایم فضا پیمایی کنیم.نوکرتم.آقایی

ترم8 (ترم فارغ التحصیلگی):
الو سلام خانم.واسه این آگهی که توی روزنامه دادید تماس گرفتم.فرموده بودید آبدارچی با مدرک لیسانس و روابط عمومی بالا...

منبع: وبلاگ دانشجویان ناپیوسته کامپیوتر ورودی مهر 87 موسسه غیر انتفاعی نبی اکرم (ص)

اس ام اس ضدحال به دخترا و پسرا (2)

مرد به خدا می گه: چرا زن رو زیبا آفریدی؟

خدا می گه: واسه اینکه تو دوستش داشته باشی!

دوباره می پرسه پس چرا ناقص العقله؟

خدا هم درجواب به این سوال احمقانه مرد پاسخ میده:

واسه این که تورو دوست داشته باشه!!!

********************

قلب دخترامثل قبرستونه هرکی به اونجاپامیذاره دیگه نمیتونه برگرده اماقلب پسرامثل هتل ۵ستاره است معلوم نیست کی میادکی میره

********************

گفت مردی به همسرش روزی.... من بمیرم چگونه خواهی زیست؟ گفت: از چند و چون آن بگذر.... تو بمیری برای من کافیست

********************

[ زی ذی نامه ]

الهی ! به‎ ‎مردان درخانه ات. به آن زن ذلیلان فرزانه ات .

به آنانکه در بچه داری تکند. یلان عوض کردن پوشکند .

به آنانکه باذوق وشوق تمام . به مادرزن خود بگویند : مامان .

به آنانکه دامن رفو میکنند. زبعد رفویش اتومیکنند.

به آن قرمه سبزی پزان قدر . به آن مادران به ظاهرپدر .

الهی ! به آه دل زن ذلیل . به آن اشک چشمان ممد سبیل !

که ما را براین عهد کن استوار! ازاین زن ذلیلی مکن برکنار.

********************

بچه از باباش میپرسه بابا تو بهشت زن ها از شوهرشون جدا زندگی میکنن یا با هم هستن ؟ بابا میگه بچه جون اگه زن ها با شوهرشون یه جا باشن که دیگه اونجا بهشت نمیشه !

********************
!شوهره میاد خونه به زنش میگه:

من برای شام دوستمو دعوت کردم خونه مون

زنش میگه: چرا این کار رو کردی، ببین خونه چقدر بهم ریخته است

ظرفا کثیفن، هیچی هم برای خوردن تو یخچال نیست

شوهره میگه: میدونم ولی اشکالی نداره

زنه میگه: اگه میدونی، پس چرا دوستت رو دعوت کردی؟

شوهرمیگه: آخه اون زده به سرش بره زن بگیره

********************

درخت مکر زن صد ریشه دارد / فلک از دست زن اندیشه دارد!

فقط داشجوها می فهمند !!!

قانون پایستگی واحد : واحد ها نه از بین میروند و نه پاس میشوند بلکه از ترمی به ترم دیگر انتقال میابند !

تقلب چیست؟ یک سری اعمال ننگین در صورت این کاره بودن شخص امتحان دهنده آخر عاقبت خوش وخرمی دارد نوع خاصي از هلو برو تو گلو
شب امتحان : شبی که در آن نسکافه و قهوه از والیوم ده هم خواب آورتر می شوند شب ر ق ص و پایکوبی کلمات جزوه و کتاب بر روی سسلسله اعصاب محیطی و مرکزی دانشجو
دانشجویان ساکن خوابگاه : جنگجویان کوهستان
دانشجویان پرسر و صدا : گروه لیان شان پو
خانواده دانشجویان : بینوایان
انتخاب درس افتاده : زخم کهنه
اولین امتحان : جدال با سرنوشت
مراقبین امتحان : سایه عقاب
تقلب : عملیات سری
روز دریافت کارنامه : روز واقعه
اعتراض برای کیفیت غذا : می خواهم زنده بمانم
دانشجوی اخراجی : مردی که به زانو در آمد
آینده تحصیل کرده : دست فروش(البته اين برا رشته ما نيستا اون يكي رشته ها رو ميگم.)
رئیس دانشگاه : مرد نامرئی
استاد راهنما : گمشده
دانشجویی که تغییر رشته داده : بازنده
سرویس دانشگاه : اتوبوسی به سوی مرگ
کتابخانه دانشگاه : خانه عنکبوتان(به استثناي دانشگاههاي علوم پزشكي)
اتوماسيون تغذيه : آژانس شیشه ای
التماس برای نمره : اشک کوسه
سوار شدن به اتوبوس : یورش
ترم آخر : بوی خوش زندگی
تسویه حساب : خط پایان
عمر دانشجو : بر باد رفته

مسئول خوابگاه : کارآگاه گجت

معضل ازدواج جوانان



طنز، شاهنامه ی جدید

كنون رزم virus و رستم شنو
دگرها شنيدستي اين هم شنو

كه اسفنديارش يكي disk داد
بگفتا به رستم كه اي نيكزاد

در اين disk باشد يكي fileناب
كه بگرفتم از site افراسياب

برو حال­ مي كن بدين disk هان!
كه هم نون و هم آب باشد در آن

تهمتن روان شد سوي خانه اش
شتابان به ديدار رايانه اش

چو آمد به نزد mini tower اش
بزد ضربه بر دكمه power اش

دگر صبر و آرام و طاقت نداشت
مران disk را در drive اش گذاشت

نكرد هيچ صبر و نداد هيچ لفت
يكي list از root ديسكت گرفت

در ان disk ديدش يكي file بود
بزد enter آنجا و اجرا نمود

كز ان يك demo گشت زان پس عيان
به فيلم و به موزيك و شرح­ و بيان

به ناگه چنان سيستمش كرد hang
كه رستم در آن ماند مبهوت و منگ

چو رستم دگر باره reset نمود
همي كرد هنگ و همان شد كه بود

تهمتن كلافه شد و داد زد
ز بخت بد خويش فرياد زد

چو تهمينه فرياد رستم شنود
بيامد كه ليسانس رايانه بود

بدو گفت رستم همه مشكلش
وز ان disk و برنامه خوشگلش

چو رستم بدو داد قيچي و ريش
يكي bootable ديسك آورد پيش

يكي toolkit اندر آن disk بود
بر آورد آن را و اجرا نمود

همي گشت toolkit هارد اندرش
چو كودك كه گردد پي مادرش

به ناگه يكي رمز virus يافت
پي حذف امضاي ايشان شتافت

چو virus را نيك بشناختش
مر از boot sector بر انداختش

يكي ضربه زد بر سرش toolkit
كه هر بايت ان گشت هشتاد bit

به خاك اندر افكند virus را
تهمتن به رايانه زد بوس را

چنين گفت تهمينه با شوهرش
كه اين بار بگذشت از پل خرش

دگر باره اما خريت مكن
ز رايانه اصلا تو صحبت مكن

قسم خورد رستم به پروردگار

نگيرد دگر disk از اسفنديار

منبع::: سايت تابناك

عجب پرستاریه !!!!!!!!

دختر: می دونی فردا عمل قلب دارم ؟
پسر: آره عزیز دلم . . .
دختر: منتظرم میمونی ؟
پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند تا دختر اشکی که از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند و گفت ، منتظرت میمونم عشقم . .
دختر: خیلی دوستت دارم . .
پسر: عاشقتم عزیزم . .
.
.
بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم کم داشت ، به هوش می آمد ، به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد و جویای او شد ..
پرستار : آرووم باش عزیزم تو باید استراحت کنی . .
دختر: ولی اون کجاست ؟ گفت که منتظرم میمونه به همین راحتی گذاشت و رفت ؟
پرستار : در حالی که سرنگ آرامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد رو به او گفت ؛ میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده ؟
دختر: بی درند که یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد .. آخه چرا ؟؟؟؟؟!!
چرا به من کسی چیزی نگفته بود .. بی امان گریه میکرد . .
پرستار: شوخی کردم بابا !! رفته دستشویی الان میاد.

منبع : خنده بازار

ضدحال به دخترا و پسرا (1)

قلب پسرها مثل پارکینگی است که هیچ وقت تابلوی ظرفیت تکمیل بر در آن دیده نمیشود و اما قلب دخترها مانند فرودگاهی است که مدت ماندن یک هواپیما در آن بستگی به فرود هواپیمای بعدی دارد

********************

اگه پسرا با جنبه بشن چی میشه؟؟؟؟؟ ۱- بوی ترشی کشور رو بر می داشت (لذا مشکلات زیادی برای شهرداری پیش می یومد) ۲- ازدواج برای دختران تبدیل به ارزو و رویای شبانه می شد ۳- شوهر مثل قند و پنیر کوپنی می شد و صف های طولانی برای گرفتن آن به وجود می امد پس به این نتیجه می رسیم که: پسر ها همین طور بی جنبه باقی بمونن هم برای دخترا بهتره هم برای تمدن

********************

بیچاره پسرها اگه تیپ بزنن برن بیرون میگن با کی قرار داری؟ اگه لباسهای معمولی بپوشن میگن اصلا سلیقه نداری اگه زیاد بگن دوستت دارم . میگن باز چه نقشه ای تو سرته اگه نگن دوست دارم میگن پای کس دیگه ای وسطه اگه زیاد بهتون زنگ بزنن میگن اعتماد نداری اگه یه مدت زنگ نزنن میگن سرت خیلی شلوغه اگه تو خونه زیاد بخندن میگن لوس شدی اگه نخندن میگن چه مرگته عاشق شدی اگه شام بخوان میگن همش به فکر شکمتی اگه شام نخوان میگن چی کوفت کردی

********************

مردها ۳ تا آرزو دارند:

۱٫اونقدر که مادرشون میگه، خوش تیپ باشن

۲٫اونقدر که بچه شون میگه، پولدار باشن

۳٫اونقدر که زنشون شک داره ، زن داشته باشن

********************

دعای پسر مجرد

اللهم ارزقنا حوریا تک دانه و کم توقعا و والدینها رو به موتا و جهیزیتها کامله و کدبانوا فی اامور المنزل و تسلیما لخشمنا و خدمتنا

********************

دعای دختر مجرد

اللهم عجل فی ازدواجنا و تکمیل دیننا و ارزقنا زوجا الذی رفیعا مدرکا و قدا رشیدا و مالا کثیرا و بیتا مستقلا و سیاره البرشیا

اينترنت قطع شد!!

اصالت يا تربيت؟

در تاریخ آمده است ، به رسم قدیم روزی شاه عباس کبیر در اصفهان به خدمت عالم زمانه " شیخ بهائی" رسید پس از سلام واحوالپرسی از شیخ پرسید: در برخورد با افراد اجتماع " اصالت ذاتی ِ آنها بهتر است یا تربیت خانوادگی شان " ؟

شیخ گفت : هر چه نظر حضرت اشرف باشد همان است ولی به نظر من " اصالت " ارجح است .
و شاه بر خلاف او گفت : شک نکنید که " تربیت " مهم تر است !
بحث میان آن دو بالا گرفت و هیچیک نتوانستند یکدیگر را قانع کنند بناچار شاه برای اثبات حقانیت خود او را به کاخ دعوت کرد تا حرفش را به کرسی نشاند .
فردای آن روز هنگام غروب شیخ به کاخ رسید بعد از تشریفات اولیه وقت شام فرا رسید سفره ای بلند پهن کردند ولی چون چراغ وبرقی نبود مهمانخانه سخت تاریک بود در این لحظه پادشاه دستی به کف زد و با اشاره او چهار گربه شمع به دست حاضر شدند وآنجا را روشن کردند !
درهنگام ِ شام ، شاه دستی پشت شیخ زد و گفت دیدی گفتم " تربیت " از " اصالت " مهم تر است ما این گربه های نا اهل را اهل و رام کردیم که این نتیجه اهميت " تربیت " است
شیخ در عین ِ اینکه هاج و واج مانده بود گفت من فقط به یک شرط حرف شما را می پذیرم و آن اینکه فردا هم گربه ها مثل امروز چنین کنند!!!
شاه که از حرف شیخ سخت تعجب کرده بود گفت :
این چه حرفیست فردا مثل امروز وامروز هم مثل دیروز!!! کار ِ آنها اکتسابی است که با تربيت وممارست وتمرین زیاد انجام می شود
ولی شیخ دست بردار نبود که نبود تا جایی که شاه عباس را مجبور کرد تا این کار را فردا تکرار کند .
لذا شیخ فکورانه به خانه رفت .
او وقتی از کاخ برگشت بیدرنگ دست به کار شد چهار جوراب برداشت و چهار موش بخت برگشته در آن نهاد.......
فردا او باز طبق قرار قبلی به کاخ رفت تشریفات همان و سفره همان و گربه های بازیگر همان . . . . . .
شاه که مغرورانه تکرار مراسم دیروز را تاکیدی بر صحت حرفهایش می دید زیر لب برای شیخ رجز
می خواند که در این زمان شیخ موشها را رها کرد که درآن هنگام هنگامه ای به پا شد یک گربه به شرق دیگری به غرب آن یکی شمال ...
............
واین بار شیخ دستی بر پشت شاه زد و گفت :
شهریارا ! یادت باشد اصالت ِ گربه موش گرفتن است گرچه " تربیت " هم بسیار مهم است ولی" اصالت " مهم تر !
يادت باشد با " تربيت" ميتوان گربه اهلي را رام و آرام كرد ولي هرگاه گربه موش را ديد به اصل و ” اصالت " خود بر مي گردد.

بد حجابي!

بد حجابي!
rj174radmand9784goi.jpg
علی رادمند، ماهنامهگل‌آقا پیاپی ۱۷۴ سال۱۳۸۵

-‌ همان‌طور كه عرض كردم، با بدحجابي بايد قاطعانه مبارزه شود و قوانين سخت و جدي درباره كساني كه زلف خود رااز مقعنه‌ يا روسري بيرون مي‌گذارند، به مورد اجرا درآيد.
-‌ در مورد رشوه خواري و اختلاس در ادارات چه مي‌فرماييد؟
-‌ همان طور كه گفتم، مبارزه با بدحجابي بايد با قاطعيت ادامه يابد، تا اوضاع جامعه خوب شود!
-‌ با‌پارتي بازي كه به صورت بلاي اجتماعي درآمده است، چه‌بايد كرد؟
-‌ بدحجابها را بايد زندان كرد!
-‌ در مورد ساير منكرات، مانند احتكار و گرانفروشي چه مي‌فرماييد؟
-‌ اي آقا...، بنده دارم راجع به مشكلات اساسي حرف مي‌زنم، شما از اين سؤالات نامربوط مي‌كني!

بهروز قطبي (توپوقچی)‌، هفته‌نامه‌گل‌آقا پياپي ۹۰ سال ۱۳۷۱

آنکس که بداند و نداند...

آنکس که بداند و بداند که بداند

اسب خرد از گنبد گردون بجهاند

***

آنکس که بداند و نداند که بداند

بيدار کنيدش که بسي خفته نماند

***

 آنکس که نداند و بداند که نداند

لنگان خرک خويش به منزل برساند

***

آنکس که نداند و نداند که نداند

در جهل مرکب ابدالدهر بماند

***

از ابن یمین

طنز بی سیم: تکنولوژی وایرلس

منبع : 0101:::دنیای رایانه:::0101

با هم بخندیم!

  با هم بخندیم!

به دو دليل زنها فوتباليست نميشن :

1.عمرا 11 تا زن يجور لباس بپوشن
2.عمرا بازي بعدي همون لباس و بپوشن.

در پی قطع برق جمعی از هموطنان مان ساعتها روی پله برقی ماندند.

به یارو میگن کدوم حیوونیه که همه رو برای نماز صبح بیدار میکنه؟ میگه: آقام.

میدونی اولین زیردریائی چه جوری غرق شد؟ غواص رفت زیر آب در زد!

به یارو میگن تابستون کجا میری؟ میگه اگه امام رضا بطلبه میرم کیش

. از يه یارو پرسيدند: اسم کوچيك فردوسي چيه ؟ گفت: ميدان.

یارو از حج بر مي گرده ازش ميپرسند چطور بود؟
ميگه والا خدا خونه نبود همه تو حياط ولو بودن.

میدونى معنى (C N G) چیه؟
یعنى : سوخت نداریم جیگر

قلمراد میره خواستگاری، از دختره خوشش نمیاد،
به بابای عروس میگه: ما میریم یه دور میزنیم، بر می‌گردیم !

مرد با حالت حق بجانب: کتابی به نام "مرد، ارباب زن" دارید؟
دختر فروشنده: قسمت داستان های خیالی اون طرفه آقا

ادبیات پشت کامیونی!!!! (طنز)

ادبیات پشت کامیونی!!!! (طنز)

به مادرت رحم کن کوچولو!
یه بار پریدی موتوری دوبار پریدی موتوری آخر میفتی موتوری!
دست بزن ولی خیانت مکن
داداش مرگ من یواش!
از عشق تو لیلی......رفتم زیر تریلی
اگه داری این نوشته رو میبینی فاصلت خیلی کمه زیادش کن!
بوق نزن تندتر از این نمیره!
دریای غم اردک ندارد!
ای کاش زندگی دنده عقب داشت!
برای اینکه سختی نکشی باید خیلی سختی بکشی
ای دلاور نمالی به خاور!
به خاطر دلم و لم
کامیون ! همه از ما میترسند و ما از نیسان!
گازش بده نازش نده!

مزاح

خداوند ديد مرد گرسنه است نان را آفريد. ديد تشنه است آب را آفريد. ديد در تاريكي است نور را آفريد. ديد هيچ مشكل ديگه اي نداره زن را آفريد


بيشتر مردها 2 آرزوي بزرگ دارند، اول داشتن خونه، دوم داشتن ماشين براي فرار از خونه


مثل هندي : ريشه ي تمام نزاعها سه چيزند : زر ، زن ، زمين


سريع ترين دوربين جهان اختراع شد . اين دوربين مي تونه از خانوم ها در لحظه اي كه دهانشون بسته است عكس بگيره


ضرب المثل روسي: دو چيز هميشه بايد تازه باشند؛ عشق و تخم مرغ


مثل چيني :اگر ميخواهي براي يك روز معذب باشي مهماني كن و اگر مي خواهي براي يك سال معذب باشي پرنده نگاهدار و اگر مي خواهي مادام العمر معذب باشي زن بگير


کابينه زندگي مشترک:
زن=وزير سلب آسايش
شوهر= وزير کار
مادر زن= وزيرجنگ
مادر شوهر=وزير اغتشاشات
خواهر زن= جاسوس دو جانبه
خواهر شوهر= وزيراطلاعات و بازرسي
پدر زن= وزير ارشاد
پدر شوهر= رئيس تشخيص مصلحت


مي دوني بزرگترين مزيت مجرد بودن چيه؟
از هر طرف تخت که عشقت بکشه مي توني بياي پايين


وقتي زنت خونه نيست چه كار مي‌كني؟ استراحت. وقتي هست چي؟ استقامت


اگر ديدي مردي در ماشين رو براي خانمش باز کرد مطمئن باش که يا ماشين نو است يا خانم


آقایان و مخصوصا خانم ها به دل نگیرین همه اش مزاح بود مزاح...

اینگونه به زندگي نگاه کنيد...

 اینگونه به زندگي نگاه کنيد...


مرد را به عقلش نه به ثروتش.


زن را به وفايش نه به جمالش.

دوست را به محبتش نه به کلامش.

عاشق را به صبرش نه به ادعايش.

مال را به برکتش نه به مقدارش.

خانه را به آرامشش نه به اندازه اش.

اتومبيل را به کاراییش نه به مدلش.

غذا را به کيفيتش نه به کميتش.

درس را به استادش نه به سختیش.

دانشمند را به علمش نه به مدرکش.

مدير را به عمل کردش نه به جایگاهش.

نويسنده را به باورهايش نه به تعداد کتابهايش.

شخص را به انسانيتش نه به ظاهرش.

دل را به پاکیش نه به صاحبش.

جسم را به سلامتش نه به لاغریش.

سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش.

.
.
.
در انتشار آنچه خوبيست و ردي از عشق در آن هست
آخرين نفر نباشيد!

ورقه امتحانی...






وقتی آقای قناد با تکنولوژی مشکل دارد...

این کیک حاصل سوتفاهم آقای شیرینی پز عزیز داستان ما بوده است. ماجرا از این قرار است که ایشان ایمیلی را دریافت می کند، که در آن از وی خواسته شده مورد فرستاده شده را روی کیک چاپ کند. اما مورد فرستاده شد در ایمیل این بود‫:‬

http://rost.kharkov.ua/temp/logo.jpg/

‎آقای قناد هم دقیقا همین عبارت را بدون کم و کاست بر روی کیک چاپ کرد و تحویل مشتری داد‫.‬ فکر کنم شما هم متوجه مشکل شده باشید‫.‬ بله، تنها یک اسلش ‫(/)‬ ناقابل باعث بروز این اشتباه مضحک و به دردسر افتادن قناد داستان ما شده است‫.‬ اگر همین آدرس را بدون اسلش آخر آن در مرورگرتان تایپ کنید چه خواهید دید؟ هورا، یک لوگوی صورتی خوش رنگ از Epcot که مطمئنا کیک زیبایی از کار در می آمده‫!‬

http://rost.kharkov.ua/temp/logo.jpg

منبع : نارنجی

مجادله در ادبیات بر سر یک خال

حافظ
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند بخارا را

 

صائب تبریزی
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد
 نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

 

شهریار
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
 به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را
هر آنکس که چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
 نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و پا را به خاک گور می بخشند
 نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

 

فاطمه دریایی
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
 خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را
نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را
 مگر بنگاه املاکم؟چه معنی دارد این کارا؟
و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلأ
که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را
نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پا ها را
فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ما ها را.....؟؟؟

قوانین مورفی

قوانین مورفی

این قوانین از قول اون استادکی است که در درس نام آشنای ژگت باهاش درس داشتیم::: بخونید و کیف کنید

مقدمه

شاید این قوانین به نظر مسخره و خنده دار بیاید ولی در اغلب اوقات در زندگی روزمره جاری و صادق هستند .پس بی راه نیست که مورفی آنها را قانون بخواند ....

قانون صف:

اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.

قانون تلفن:

اگر شما شماره‌ای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود.

قانون تعمیر:

بعد از این که دست‌تان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.

قانون کارگاه:

اگر چیزی از دست‌تان افتاد، قطعاً به پرت‌ترین گوشه ممکن خواهد خزید.

قانون معذوریت:

اگر بهانه‌تان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشین‌تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشین‌تان، دیرتان خواهد شد.

قانون حمام:

وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد.

قانون روبرو شدن:

احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش می‌یابد.

قانون نتیجه:

وقتی می‌خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی‌کند، کار خواهد کرد.

قانون بیومکانیک:

نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.

قانون تئاتر:

کسانی که صندلی آنها از راه‌روها دورتر است دیرتر می‌آیند.

قانون قهوه:

قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیس‌تان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشید.

قانون پزشک:

اگر چند روز پیاپی دردی در بدن خود داشته باشید، وقتی تصمیم گرفتید به مطب دکترمراجعه کنید، درد عضو بیمار رفته رفته کمتر شده و در مطبِ پزشک به حداقل خواهد رسید

روشی متفاوت برای ابراز علاقه...

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا میتوانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟
برخی ازدانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند.
برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند.
شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها ولذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند

در آن بین، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد :
یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند
یک ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود.

شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.

رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند.

ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد.

همان لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرارکرد و همسرش را تنها گذاشت.
بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید.
ببر رفت و زن زنده ماند.

داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.

اما پسر پرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟
بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!
پسرجواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که : عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی . از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود...

قطره های اشک، صورت پسر را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان میدانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار میکند.

پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خودبه مادرم و من بود.

روزه گرفتن بعضی ها! طنز

 پارس اوکی سرگرمی دانلود بازی اخبار و..|ParsOK.com|

کاسبی به هر قیمتی ...

زندگی مدرن ...

آخرین دندون

از غضنفر مي پرسن: آخرين دنداني که در دهان انسان در مي آد چه نام دارد؟
غضنفر ميگه: دندان مصنوعي!
 

با توجه به عکس به سوالات پاسخ دهید !!!

کدام دانش آموز خسته و خواب آلود به نظر می رسد؟

کدامشان دو قلو هستند؟

چند تا زن در عکس دیده می شود؟

چند نفرشان خوشحالند؟

چند نفرشان ناراحتند؟

پربازدیدکننده‌ترین صفحات اینترنت در کشورهای مختلف

آمریکا

چین

روسیه



ژاپن



لبنان



کره جنوبی




ایران

اولین روز استخدام

غضنفر توی آژانس هواپيمايي استخدام ميشه! آخر وقت، رئيسه ازش میپرسه: خب، امروز چیکار كردی؟ غنضفر میگه: هيچی!! كليدهای كيبورد نامرتب بودن، بترتيب الفبا مرتبشون کردم!

شوخی و سرگرمی

چرا دخترها هزار جور بزک دوزک میکنند؟

چون میدانند با اون قیافه هیچکس نمیاد سراغشون !


چرا دخترها میرن بدن سازی؟

چون با اون هیکل های ناقص کسی سراغشون نمیاد !

ادامه نوشته

اینترنت در صد سال آینده

اینترنت در صد سال آینده




علاوه بر چك ميل، امكانات چك فيميل هم ارائه خواهد شد.

به محض انجام سرقت ادبي (كپي كردن متن از يك سايت )، آژير دزدگير اينترنت به صدا درخواهد آمد.


بانك مسكن براي ساخت سايت-هاي نو ساز، وام خواهد پرداخت.

در برخي كشورها، اينترنت مردانه-زنانه شده و از ورود نامحرم به برخي سايتها جلوگيري خواهد شد.

دريافت كليه قبوض و حتي قبض روح، از طريق اينترنت امكان پذير خواهد شد.

براي مقابله با جرائم اينترنتي، امكان رديابي افراد بازديد كننده هر سايت با استفاده از نمونه گيري مجازي خون و دي ان اي امكان پذير خواهد شد .

ميزان از حدقه درآمدگي چشم برخي بازديدكننده-ها در هنگام تماشاي صفحات برخي سايتها قابل محاسبه خواهد شد.

اينترنت، كاربراني را كه علائق مشتركي دارند، به هم معرفي كرده و به زوجين براي برگزاري مجالس عروسي، 50 گيگا بايت فضاي رايگان ارائه خواهد داد.

با همكاري پليس راه، امكان جريمه كاربراني كه سرعت اينترنت و دانلودشان بيش از حد مجاز باشد، فراهم خواهد شد.

در ورودي كافي نت ها جمله زير نصب خواهد شد: ورود كاربران معتاد (به اينترنت) ممنوع!!

انشاء یک دختر دبستانی درباره تورم

انشاء یک دختر دبستانی درباره تورم

 تازه تولم گفته که از این به بعد سیپس (چیپس) هم گران می شود و مادرم دیگر برای من یک سیپس کامل نمی خرد و باید با معصومه (خواهر کوچکم) سیپسم را نصف کنم، من دوست ندارم سیپسم را با معصومه نصف کنم چون او دستهایش همیشه توی دماغش است و من حالم بد می شود.
بابایم می گوید باید ماشینمان را بفروشیم چون صاحبخانه با خودکارش یواشکی یک صفر به قرارداد اجاره خانمان اضافه کرده و گرنه باید بریم توی کوچه بخوابیم، بابایم از اداره پول زیاد می گیرد، اداره آدم خوبی است چون پول می دهد اما صاحبخانه آدم بدی است چون پولهای بابایم را می گیرد، صاحبخانه شکم گنده ای دارد چونکه پول های بابایم را گرفته و برای خودش سیپس خریده است، چونکه چونکه او اینکار را می کند من هم دیروز یواشکی آدامسم را گذاشتم توی کفش زن صاحبخانه و با معصومه خندیدیدم خیلی.
امروز که بابا از اداره آمده بود میوه خریده بود اما مادرم با او سر صدا کرد که میوه ها گندیده هستند و نمیشود جلوی مهمان گذاشت، پدرم اما گفت که خانم تولم است میوه پیدا نمی شود، پدرم دروغ می گوید من خودم در سریال شبکه یک دیدم که بازیگره داشت موز و نارنگی می خورد، بابا حتما دیگر ما را دوست ندارد که میوه خوب نمی خرد، بابا تازگی ها همش عصبانی است حتی توی خواب هم اخم می کند،اما ما رو که توی خواب نمی بیند پس چرا اخم می کند؟ 

وضعیت اینترنت در ایران ...

مثــل مــداد بــاش !

پسرک از پدر بزرگش پرسید :
- پدر بزرگ درباره چه می نویسی؟

پدربزرگ پاسخ داد :
درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه می نویسم، مدادی است که با آن می نویسم. می خواهم وقتی بزرگ شدی، تو هم مثل این مداد بشوی !

پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید :
- اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام !

پدر بزرگ گفت : بستگی داره چطور به آن نگاه کنی، در این مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بیاوری، برای تمام عمرت با دنیا به آرامش می رسی :

صفت اول : می توانی کارهای بزرگ کنی، اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند. اسم این دست خداست، او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد.

صفت دوم : باید گاهی از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیزتر می شود ( و اثری که از خود به جا می گذارد ظریف تر و باریک تر) پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی، چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی.

صفت سوم : مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه، از پاک کن استفاده کنیم. بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست، در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری، مهم است.

صفت چهارم : چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است.

و سر انجام پنجمین صفت مداد : همیشه اثری از خود به جا می گذارد. پس بدان هر کار در زندگی ات می کنی، ردی از تو به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کار می کنی، هشیار باشی و بدانی چه می کنی.

اوباما را از بالا ببینید !!!

اوباما را از بالا ببینید !!!

ادامه نوشته

آیین عشق و زندگی به سبک کامپیوتری!

1. در زندگی و معاشرت با دیگران، نرم افزار باشیم، نه سخت افزار.

2- برای پسوند فایل زندگی اجتماعی و خانوادگی، از سه کاراکتر "ع"،"ش"،"ق"، استفاده کنیم نه چیز دیگر.

3- هیچ گاه قفل سی دی قلب مردم را نشکنیم که "تا توانی دلی بدست آور، دل شکستن هنر نمی باشد".

4- چنانچه در کاری شکست خوردیم، آن را “Shut Down” نکنیم بلکه آن را “Restart” کنیم.

5- برای مانیتور زندگی مان، بک گراند (Background) سبز یا آبی را در نظر بگیریم نه سیاه یا دودی.

6- برای سیستم قلبمان از مانیتورهای تخت و صاف (Flat) استفاده کنیم.

7- برای حل اختلاف زناشویی، روی گزینه ی "گذشت و ایثار"، دابل کلیک (Double click) کنیم.

8- برای فایل های اسرار زندگی مان، پسورد (Password) بگذاریم و آن را مخفی (Hidden) کنیم.

9- همواره پیش از سخن گفتن، سی پی یو (CPU) فکرمان را به کار بیندازیم.

10- بر صفحه مشکلات مردم، کلید F1 باشیم و آنان را کمک و راهنمایی (Help) کنیم.

11- اگر شخصیت ما بزرگ و والاست، این نوع شخصیت، نباید به ما اجازه دهد که با هر کسی چت (Chat) کنیم و هر کسی با ما چت کند.

12- اگر از کسی بدی و کم لطفی دیدیم، آن را “Save” نکنیم بلکه آن را “Delete” نماییم و حتی آن را از ریسایکل بین (Recycle bin) قلب مان کاملا محو نماییم.

13- به دیگران اجازه ندهیم در سی دی رام (CD-ROM) زندگی مان هر نوع  سی دی (CD) را که بخواهند، قرار دهند.

14- خانه و دفتر کارمان، به روی مردم نیازمند، “Open” باشد.

15- تا حرف کسی تمام نشده، اسپیکر (Speaker) خود را روشن نکنیم.

16- در سایت زندگی شخصی مان، یک روم (Room) به نام مشکل گشا (Moshkel gosha) بسازیم تا دیگران با ما چت (Chat) کنند.

17- هنگام مشاهده خوبی ها و نیکی های دیگران، بلافاصله کلید پرینت اسکرین (Print Screen) را بزنیم و از آن ها تصویر بگیریم.

18- فایل های مهم زندگی خود را گاه به گاه، اسکن (Scan) کنیم تا اگر به ویروسی آلوده شده باشند، سریعا مشخص شود.

19- در زمان ناتوانی، درماندگی و تاریکی زندگی دیگران، کلید “Power” برای آنان باشیم.

20- نگذاریم هر کسی در روم (Room) زندگی مان چت نماید و در این صورت، او را ایگنور (Ignore) کنیم.

21- چشم هایمان را به روی عیب های پنهان مردم، “Close” کنیم.

22- گاه و بی گاه، کامپیوتر زندگی ما هنگ (Hang) می کند که باید آن را با "فکر"،"مشورت" و "برنامه ریزی"، ری استارت (Restart) کنیم.

23- برای کپی گرفتن از دیسکت زندگی دیگران، نخست آن را ویروس یابی و سپس ویروس کشی کنیم.

24- مواظب باشیم که رایانه زندگی زناشویی مان، ویروس غرور و لجبازی به خود نگیرد که در این صورت، ممکن است هیچ آنتی ویروسی نتواند آن را از بین ببرد.

25- اگر می خواهیم در زندگی خویش موفق و خوشبخت باشیم، باید خودمان زیرمنوهای Programs را دقیقا تنظیم کنیم و نباید بگذاریم که دیگران این کار را برای ما انجام دهند اگرچه می توانیم در این زمینه، با آنان مشورت کنیم.

تاکسی ...

مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ی راننده زد چون می‌خواست ازش یه سوال بپرسه… راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد…نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس…از جدول کنار خیابون رفت بالا…نزدیک بود که چپ کنه…اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد… برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: "هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!" مسافر عذرخواهی کرد و گفت: "من نمی‌دونستم که یه ضربه‌ی کوچولو آنقدر تو رو می‌ترسونه" راننده جواب داد: "واقعآ تقصیر تو نیست…امروز اولین روزیه که به عنوان یه راننده‌ی تاکسی دارم کار می‌کنم… آخه من 25 سال راننده‌ی ماشین جنازه کش بودم…!"

ایرانی...

همین چند هفته پیش بود که یک ایرانی داخل بانک در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت.
وقتی شمارش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا را داره و به همین دلیل نیاز به یک وام فوری بمبلغ 5000 دلار داره
کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به قدری وثیقه و گارانتی داره..
و مرد هم سریع دستش را کرد توی جیبش و کلید ماشین فراری جدیدش را که دقیقا جلوی در بانک پارک کرده بود را به کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو بالاخره با وام آقا موافقت کرد آنهم فقط برای دو هفته
کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گرانقیمت را گرفت وماشین به پارکینگ بانک در طبقه پائین انتقال داد.
خلاصه مرد بعد از دو هفته همانطور که قرار بود برگشت 5000 دلار + 15.86دلار کارمزد وام رو پرداخت کرد.
کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت
" از اینکه بانک ما رو انتخاب کردید متشکریم"
و گفت ما چک کردیم ومعلوم شد که شما یک مولتی میلیونر هستید ولی فقط من یک سوال برام باقی مانده که با این همه ثروت چرا به خودتون زحمت دادین که 5000 دلار از ما وام گرفتید؟
ایرونی یه نگاهی به کارشناس بیچاره کرد و گفت:
تو فقط به من بگو کجای نیویورک میتونم ماشین 250.000 دلاری رو برای 2 هفته یا اطمینان خاطر با فقط 15.86 دلار پارک کنم