سال نو مبارک

| مجموعهای از علائم چشمی و بینایی وجود دارد که بر اثر کار با کامپیوتر ایجاد میشوند، CVS نام دارند. تقریبا 4/3 کسانی که زیاد با کامپیوتر کار میکنند گرفتار این علائم هستند. به نظر میرسد با فراگیرتر شدن بکارگیری کامپیوتر در محلهای کار و حتی در خانهها تعداد کسانی که از این مشکل رنج میبرند رو به افزایش باشد. |
من انتقام دل را هرگز نگيرم از تو
اين رفته راه نا حق در خون نشسته بهتر
در بزم باده نوشان اي غافل از دل من
بستي دو چشم و گفتم ميخانه بسته بهتر
چون لاله هاي خونين ريزد اشكم امشب
بر گور عشق ديرين گل دسته دسته بهتر
آيينه ايست گويا اين چهره ي غمينم
تا راز دل نداني در هم شكسته بهتر
فرسوده بند الفت با صد گره نيارزد
پيمان سست و بيجا اي گل نبسته بهتر
گر يادگار بايد از عشق خانه سوزي
داغي هما به سينه جاني كه خسته بهتر
با استفاده از setup رایانه، ميتوانيد تنظيم کنید که رایانه در تاريخ و زمان معيني روشن شود. به اين علت که بیشتر setup رایانه ها از نوع Amibios است، توضيحات بر اساس اين نوع setup بيان شده است، اما در انواع ديگر setup هم جاي نگراني نيست و گزينههاي مشابهي وجود دارد.
1- پس از فشردن کليد Power، قبل از اينکه ويندوز اجرا شود، کليد Delete را چند بار پشت سر هم فشار دهيد. اگر وارد صفحه setup نشديد، از کليدهاي Ctrl +Alt+Esc استفاده کنید.
2- به قسمت Power Management Features برويد.
3- گزينه Set Wakeup Events را انتخاب کنید.
در اين بخش، گزينهاي با نام Resume By Alarm را مشاهده ميکنيد. اين گزينه را انتخاب و آن را Enable کنيد.
پس از فعال شدن اين گزينه، چند مورد در آن قسمت فعال ميشود. حالا ميتوانيد تنظيم کنید که رایانه شما چه موقع خود بخود روشن شود.
الف- Alarm Date: روز را مشخص کنيد.
ب- Alarm Hour: ساعت را مشخص کنيد.
ج- Alarm Minute: دقيقه را مشخص کنيد.
د- Alarm Second: در آخر، ثانيه را مشخص کنيد.
4- به صفحه اصلي setup برگردید و گزينه Save and Exit را انتخاب کنيد.
رایانه شما، به محض رسيدن به زمان داده شده، به صورت خودکار روشن ميشود.
زني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با ريش هاي بلند جلوي در ديد.به نام بی نام او
روزي مردي خواب عجيبي ديد . ديد كه رفته پيش فرشته ها و به كارهاي آنها نگاه مي كند .
هنگام ورود ، دسته بزرگي از فرشتگان را ديد كه سخت مشغول كارند و تند و تند نامه هايي را كه توسط پيكها از زمين مي رسند ، باز ميكنند و آنها را داخل جعبه هايي مي گذارند .
مرد از فرشته اي پرسيد : شما داريد چكار مي كنيد ؟
فرشته در حالي كه داشت نامه اي را باز مي كرد ، گفت : اينجا بخش دريافت است و ما دعاها و تقاضاهاي مردم از خداوند را تحويل مي گيريم .
مرد كمي جلوتر رفت . باز دسته بزرگي از فرشتگان را ديد كه كاغذهايي را داخل پاكت مي كنند و آنهارا توسط پيك هايي به زمين مي فرستند .
مرد پرسيد شماها چكار مي كنيد ؟
يكي از فرشتگان با عجله گفت : اينجا بخش ارسال است ، ما الطاف و رحمتهاي خداوند را براي بندگان به زمين مي فرستيم .
مرد كمي جلوتر رفت و يك فرشته را ديد كه بيكار نشسته .
مرد با تعجب از فرشته پرسيد : شما اينجا چكار مي كنيد و چرا بيكاريد ؟
فرشته جواب داد : اينجا بخش تصديق جواب است . مردمي كه دعاهايشان مستجاب شده ، بايد جواب بفرستند ولي فقط عده بسيار كمي جواب مي دهند .
مرد از فرشته پرسيد : مردم چگونه مي توانند جواب بفرستند ؟
فرشته پاسخ داد : بسيار ساده ، فقط كافيست بگويند : خدايا شكر
نویسنده : "حامد" در بخش "هر چه می خواهد دل تنگت بگو"
عکس هایی از اردوی یک روزه دوستان در کوه عون بن علی
باحاله حتما بزنين يه چيز عجيب مي بينين
نمونه ای از علم مطلق علی (ع) این است که :
روزی دوستان و مریدان آن حضرت همراه ایشان در مسجد در حال مشورت بودند.اصحاب می گفتند که ما باید سعی کنیم کمتر از حرف "الف" استفاده کنیم. زیرا در سخنان و مراودات ما این حرف خیلی زیاد است. حضرت فرمودند : نه چنین نیست. و در همان شب پس از نماز مغرب، بالای منبر رفتند و خطبه ای خواندند که حدود یک ساعت طول کشید و حتی یک عدد از حرف "الف" نیز در آن وجود نداشت! این موضوع سبب حیرت عظیم اصحاب امیر المومنین شد.
همچنین در همین رابطه حضرت خطبه ای طولانی بیان کرده اند که حتی یک کلمه هم در آن وجود ندارد که نقطه داشته باشد.
با سلام
جزوه گرافیک جهت دانلود دانشجویان گرافیک
جزوه مستند سازی تکمیلی برای دانلود و پرینت تمام دانشجویان مستندسازی الزامی می باشد .
گروهبندی کلاس گرافیک و موضوعات کنفرانس :
|
گروه شماره |
اسامی افراد گروه |
موضوع کنفرانس |
تاریخ کنفرانس |
|
1 |
منافی ، بصیریان، فرخ پور |
Adobe Flash |
تمام |
|
2 |
فرشباف، توحید کیا ، عقیقی ، محمدی ، امیری |
دستگاههای ورودی و خروجی |
۱۹/12/86 |
|
3 |
رهکار ، حافظی ، آذری ،باقری ، بیاضی |
Photoshop-Corel |
۱۹/12/86 |
|
4 |
خدری، شیخ احمدی ، نورانی ، امیری میلانی،عباسی |
Director MX Free Hand |
بعد از عید جلسه اول |
|
5 |
اکبری ، راسخی، صادق عدل ،میرلو ،جستانی،نصر |
Image Processing |
بعد از عید جلسه دوم |
|
6 |
صادق زاده ،شاکرحسینی،ولیزاده ، خدایی، پورجعفر ، حکمتی |
AutoCAD |
بعد از عید جلسه دوم |
|
7 |
عباس آذر ، سلیمان زاده ، مسیب زاده ، ناصری ،سیفی |
3D Max |
بعد از عید جلسه سوم |
|
8 |
صمدی، کلانتری ، علیزاده ، علیاری ، ترابی |
فرمتهای گرافیکی |
بعد از عید جلسه اول |
|
9 |
شعیبی، رحمانی ، بابها ، منصوری |
|
|
|
10 |
موتابی، احمدزاده، جالیزی، الفت ، حمیدی |
|
|
با تشکر از استاد محترم خانم جمیلی با اجازه ایشان این مطالب رو از وبلاگ ایشان به آدرس http://www.iranuniv.blogfa.com برداشته ام.
1)یهو بگاه میکنی میبینی خانواده ات که 3 نفر بیشتر نیستن ؛ 4 یا 5 خط موبایل دارن
2) واسه همکارت ایمیل میفرستی در حالی که میز بغل دستی تو نشسته
3) رابطه ات با اقوام و دوستانی که آدرس ایمیل ندارن رو به وخامت میره و تو به سختی میتونی باهاشون ارتباط داشته باشی
4) شما ماشینتون رو جلوی خونه تون پارک میکنین .بعدش موبایلتون رو در میارین و به خونه زنگ میزنین که بیان کمک و چیزایی که خریدین رو از ماشین پیاده کنن .
5) هر آگهی تلویزیونی یه آدرس اینترنتی هم زیرش داره
6) وقتی خونه رو بدون همراه داشتن موبایلتون ترک میکنین باعث میشه استرس تمام وجودتون رو بگیره و دوباره با عجله برگردین خونه تا ورش دارین در حالی که قبلا بدون موبایل 20-30 سال از عمرتون رو گذروندین و بدون هیچ مشکلی
8) صبحها قبل از خوردن چایی و قهوه تون تا بلند میشین اولین کاری که میکنین سر زدن به اینترنت هست
9) شما الان در حالی که این ایمیل رو میخونین سرتون رو تکون میدین و لبخند میزنین ..
10) و این قدر سرگرم خوندن این ایمیل بودین که حتی توجه نکردین که این لیست شماره 7 نداشت .
11)شما دوباره برگشتین تا چک کنین که شماره 7 رو داشته یا نه؟
12)و من مطمئنم که اگه شما دوباره به بالا برگردین حنما شماره 7 رو پیدا میکنین ..این مال اینه که شما بهش توجه نکردین
13) شما دوباره بر میگردین بالا ولی باز هم شماره 7 رو پیدا نمیکنین .. البته که من با شما شوخی کردم و این نشون میده که شما به خودتون هم اعتماد نمیکنین و هرچی بقیه بگن باور میکنین
نوشته شده توسط حامد در قسمت "هر چه می خواهد دل تنگت بگو..."
باسمه تعالی
به حول و قوه الهی و کمک و حمایت شما دوستان عزیز
آقای مهندس شریفلو را به عنوان اولین نماینده گروه کامپیوتر و آی تی در مجلس شورای اسلامی معرفی خواهیم کرد.
و این بار هم تبریز اولین خواهد بود.
اولین نماینده مجلس از رشته کامپیوتر و آی تی
مهندس محمد علی شریفلو
دلتنگ غروبي خفه بيرون زدم ازدر
در مشت گرفته مچ دست پسرم را
***
يا رب به چه سنگي زنم از دست غريبي
اين کله پوک و سر و مغز پکرم را
***
هم در وطنم بار غريبي به سر ودوش
کوهي است که خواهد بشکاند کمرم را
***
من مرغ خوش آواز و همه عمر به پرواز
چون شد که شکستند چنين بال و پرم را
***
رفتم که بکوي پدر و مسکن و مالوف
تسکين دهم آلام دل جان بسرم را
***
گفتم بسر راه همان خانه ومکتب
تکرار کنم درس سنين صغرم را
***
گر خود نتوانست زدودن غمم ازدل
زان منظره باري بنوازد نظرم را
***
کانون پدر جويم و گهواره مادر
کانون هنر جويم و مهد هنرم را
ادامه این شعر زیبای استاد شهریار را در بخش ادامه مطلب مطالعه فرمایید.
«پدرم، سيدمحمدحسين بهجت تبريزي متخلص به شهريار در تبريز متولد شده است. پدرش از وكلاي درجه يك تبريز و مردي نسبتا متمول بوده كه گرسنگان بيشماري از خوان كرم او سير ميشدهاند و فكر ميكنم، همين بلندي طبع و بخشندگي پدرم صفاتي بود كه از پدرش به ارث برده بود. پدرم ايام كودكي را در قراء خشكناب و قيش قورشان گذرانيده و هيچوقت خاطرات خوشي را كه در دهكدههاي مزبور داشته، فراموش نكرد. اولين شعرش را در چهارسالگي سروده، آن موقعي بوده كه مستخدمشان به نام رويه براي ناهارش آبگوشت تهيه كرده بود و بابا كه برنج دوست ميداشته، خطاب به رويه (رقيه) گفته است:
رويه باجي؛ باشيمين تاجي / آتي آت آتيه، منه وئركته (خواهر رويه (رقيه) تاج سر من هستي / گوشت را بده به سگ، به من كته برنج بده)
پدر درباره خاطرات ايام كودكياش ميگويد: «روزي با بچههاي محل مشغول بازي بودم، بعد از مراجعت به خانه به درخت بزرگي كه در وسط حياط خانه بود، خيره شده و شروع به خواندن شعر كردم.
سخنان موزوني كه نميدانستم چگونه به مغز و زبان من ميآمدند، كه ناگهان! پدرم مرا صدا كرد. به صداي بلند پدرم برگشتم. با حالتي تعجبآميز پرسيد: اين اشعار را كجا ياد گرفتي؟ گفتم كسي يادم نداده، خودم ميگويم. اول باور نكرد؛ ولي بعد از اينكه مطمئن شد، در حالي كه صدايش از شوق ميلرزيد، به صداي بلند مادرم را صدا كرده و گفت: بيا ببين چه پسري داريم!»
هر روز ، ما پيامهاي موبايلمونو چک ميکنيم و اونا رو مي خونيم.
اما چند بار قرآن رو باز ميکنيم تا پيامهاي معبودمونو بخونيم؟
روزي يه بار؟ هفته اي يه بار؟ ماهي يه بار؟ سالي يه بار.....؟؟؟!!!؟؟؟؟؟
یحیی آرین پور در اثر خود «از صبا نا نیما» جلد اول می نویسد: اولین چاپخانه سربی را میرزا زین العابدین از روسیه به تبریز آورده و این چاپخانه در سال 1332 هجری قمری دو سه سال پیش از بزگشت میرزا صالح شیرازی به تبریز به کار افتاده بود.
بعد از دایر شدن چاپخانه سربی در تبریز، اولین روزنامه شهرستانهای ایران نیز در تبریز منتشر می شود. یحیی آرین پور در همان مأخذ تحت عنوان "جراید شهرستانها" می نویسد: تا آنجایی که اطلاع داریم قدیمی ترین روزنامه ای که بعد وقایع اتفاقیه در ایران و برای نخستین بار در شهرستان ها دایر شد روزنامه ای است به نام «روزنامه ملتی» که در تبریز منتشر گردید و خبری از آن در شماره های سال 1275 هجری قمری وقایع اتفاقیه دیده می شود.
نخستین مدرسه نوین ایران نیز در تبریز بنیاد نهاده شد. کسروی در جلد اول "تاریخ مشروطه" می نویسد: حاجی میرزا حسن... رشدیه در جوانی به بیروت رفت و در آنجا دبستان ها را دید و شیوه آموزگاری آنها را یاد گرفت و چون به تبریز بازگشت، بر آن شد که دبستانی به شیوه آنها بنیاد گذارد، و در سال1267 بود که به این کار پرداخت... به جلو ایشان پیش تخته نهاد و الفبا را به شیوه آسان و نوینی (شیوه ای که امروز هست) آموخت و از کتاب های آسان درس فارسی گفت و شاگردان را پاکیزه نگه داشت و در آمدن و رفتن برده گذاشت و پس از همه تابلویی که نام «مدرسه رشدیه» به روی آن نوشته بود بالای در زد.
نخستین کودکستان و نخستین مدرسه کر و لالهای ایران نیز در تبریز بنیاد گذاشته شد. جبار باغچهبان که سیمایش آشنای مردم ایران است آموزگاری ارجمند و مبتکری شایسته بود که ابتدا در تبریز کودکستانی را تحت عنوان "باغچه اطفال" دایر کرد و به همان خاطر خود را باغچهبان نامید. آقای سرداری نیا در «مشاهیر آذربایجان» در شرح زندگانی جبار باغچهبان می نویسد:
مدرسه کر و لالها را جبار باغچهبان در سال 1303 شمسی با وجود مخالفت های زیاد از جمله رئیس فرهنگ وقت دکتر محسنی در تبریز دایر کرد. این کلاس جنب باغچه اطفال باغچهبان در کوچه انجمن در ساختمان معروف به عمارت انجمن تأسیس شد.
آقای سرداری نیا در ادامه می افزاید: جبار باغچهبان اولین مؤلف و ناشر کتاب کودک در ایران است. او از سال 1307 شمسی علیرغم دشواری های وسیع چاپ و کلیشه، چاپ کتاب های ویژه کودکان را با نقاشی هایی که خود می کشید آغاز کرد. یکی از کتاب های وی با عنوان « بابا برفی» توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به چاپ رسیده و شورای جهانی کتاب کودک آن را به عنوان بهترین کتاب کودک انتخاب کرد.
تبریز در عرصه ادبیات نوین نیز پیشگام بوده است. میرزا عبدالرحیم طالبوف و میرزا زین العابدین مراغهای در نثر و داستان نویسی و میرزا جعفر خامنهای در شعر نخستین کسان بودند که تحول شگرفی را موجب شدند.
از سال 1306 هجری قمری ضرابخانه ماشینی به طور رسمی در ایران برقرار و تمام ضرابخانه های شهرهای معتبر برچیده شد. فکر ایجاد چنین ضرابخانه، سال ها قبل از این تاریخ، یعنی به سال 1222 هجری قمری در زمان ولیعهدی عباس میرزا نایب السلطنه در تبریز مورد توجه بوده و اقدام به تهیه مسکوک رسمی یا چرخی گردیده ولی به علت گرانی هزینه در حدود 200 قطعه سکه سیمین تهیه و ضرابخانه تعطیل شد.
نخستین اتاق بازرگانی ایران نیز در تبریز بنیاد نهاده شده است. تاریخ تأسیس اتاق تجارت در تبریز به سال 1285 هجری شمسی بر می گردد و اولین اتاق تجارت در سطح کشور بوده است. اتاق تجارت تهران بعد از اتاق تجارت تبریز بنیاد یافته است.
اولین نظمیه یا شهربانی به مفهوم امروزی توسط انجمن ایالتی آذربایجان در سال 1325 هجری قمری در تبریز به وجود آمد. اجلال الملک که نماینده انجمن ایالتی آذربایجان بود به سمت نخستین رئیس شهربانی انتخاب شد. از جمله کارهای این سازمان انتشار نشریهای بود که به نام «نظمیه تبریز» منتشر شد.
شهرداری تبریز نخستین شهرداری، یا به اصطلاح آن روز بلدیه، بود که در ایران بنیاد یافت. پس از صدور فرمان مشروطیت که انجمن ایالتی آذربایجان در تبریز تشکیل شد، از جمله اقدامات بس مترقی و مهمش تأسیس ادارات جدید و مؤسسات نوین بود که بلدیه تبریز از جمله آن نهادهاست...
و اولینی دیگر از تبریز در راه است...
دوستان عزیز می تونن اسلاید مربوط به درس طراحي و پياده سازي زبانهاي برنامه نويسي رو از لینک زیر دانلود کنن
نکته سوم هم اينکه واسه CD هاي Video و Audio سوخته فکر نکنم بشه
شخصيتهاي كارتوني همواره جذابيتهاي خاصي دارند و هرگز نميتوان آنها و دنياي رنگارنگشان را به دنياي آنها محدود كرد.
ديدن وبسايت www.cartoongallery.com دوران كودكي را به ياد مياندازد. سازماندهي اطلاعات اين وبسايت در نوع خود جالب است و پيدا كردن شخصيت مورد نظر كار سختي نيست.
اگر ميخواهيد شخصيتهاي كارتوني را برحسب شركت سازندهاش جستوجو كنيد، با ماوس روي نام شركتي كه در سمت چپ صفحه واقع شده است، برويد؛ مثلاً ديزني.
خواهيد ديد كه نام شخصيتهاي كارتوني به صورت يك منوي آبشƒاري نشان داده ميشود و ميتوانيد كاراكتر دلخواه را انتخاب كنيد؛ مثلاً ميكي ماوس. همچنين ميتوانيد با وارد كردن كليدواژه خود در كادر جستوجو، به اطلاعات دلخواه برسيد. البته اندازهِ برخي از عكسها زياد بزرگ نيست و براي خريد آنها بايد پول بپردازيد، ولي خود وبسايت ارزش بازديد را دارد.
نجات روح
![]()
دوستان عزیزم حتما مطالعه کنید تا زندگیتون دگرگون بشه![]()
![]()
بيداري جزئي و كلی
در علوم باطني مغز را به شش بخش و تجلياتش را هم تقريبا به شش حوزه دسته بندي مي كنند(1) و قسمت هاي مختلف آن را با چاكراها مرتبط ميدانند . برحسب درجات بيداري چاكراها ، قسمتهاي خاموش مغز روشن مي شود و اين خود نيز باعث فعال شدن نيروهاي روحي و رواني مي گردد. همان طوريكه براي روشن نمودن يك لامپ الكتريكي ، آن را به وسيله كليدي كه بر روي ديوار نصب شده است ،روشن مي كنيم ،براي روشن كردن چراغ مغز نيز اقدام ديگري مقدور نيست بلكه نيازبه كليد است.
كليد روشن كردن قسمت هاي مختلف مغز در چاكراها قراردارد.گاه در كسي بيداري به ميزاني رخ ميدهد كه شخص مي تواند روشن بين يا تله پات باشد اما گاه بيداري به حدي است كه يك نوازنده و يا يك نويسنده نابغه بشود. نابغه كسي است كه يك يا تعداد بيشتري از سطوح مغزش بيدار شده باشد . نبوغ داراي انواع و مراحل متفاوت است ، به طور مثال گاه كودكي از لحاظ هوش استثنائي مي شود ، ديگري شاعر است و به او الهام مي گردد،نوجواني هم موسيقيدان يا مخترع و يا مكتشف مي شود .
نجلت روح (۲)
در مغز گروه نوابغ ،بيداري به صورت جزئي رخ داده است.كساني كه ذهن آنها با تبلور نور ،حركت كرده ،بيدار شده و به روشنائي نبوغ رسيده باشد دريافته اند آنچه كه در آنها متبلور شده كل آگاهي نيست و بيداري كلي مغز هنوز حاصل نشده است . موقعي كه كل مغز بيدار مي شود و روشنايي حاصل مي گردد ، فرد تجسم الهي و خدايي كوچك مي شود .
موانع بيداري
تمام اديان الهي اذعان دارند كه انسان تجسم قدرت هاي آسماني است اين گفته حضرت علي كه مي فرمايند آيا گمان مي كني تو جرم صغيري هستي ، درحاليكه در وجود تو جهان بزرگتري در هم پيچيده و متمركز شده است .)اشاره به همين موضوع دارد. در قرآن وديگر كتب مقدس آمده كه خداوند از روح خود در انسان دميده ،پس حقيقت وجودي انسان روح خداوند است وروح خدا كه از خداست تمامي قدرت ها و دانايي هاي خداوند را دارا مي باشد ولي در طول زمان بشر از حقيقت ذاتي خود دور شده و ناتوان و ضعيف گشته است . در حال حاضر ارتباط لحظه اي و عميق بين انسان و روحش وجود ندارد و نيروهاي روحي به صورت بالقوه در وجود انسان نهفته گرديده است .
روان انسان (كالبد انرژيك ) كه در كالبد فيزيكي وي نفوذ دارد ونقاط اتصال و ارتباط آنها بين روح وانسان به شمارمي آيد و در طول زمان به دليل جهالت طولاني و دوري ازاصل رب ، انبوهي از رنگها و چسبندگي ها بر گرد اين مراكز انرژي پديدار گشته و اين مراكز قدرت را بسته و غير فعال ساخته و ارتباط انسان را به نيروهاي الهي قطع كرده است. اگر بخواهيم عوامل اصلي مسدود شدن مراكز انرژي را بيشتر بررسي كنيم ، مي توانيم علت هاي تعيين كننده زير را مد نظر قرار بدهيم : ترس ها ،ترديد ها ، شرطي شدگي ها، عقده هاي رواني ، تعارضات ذهني ، تمايلات منفي ، نيات و برداشت هاي مخرب ، جهت هاي رو به پايين دانش و آگاهي ، جهت هاي رو به پايين تفكر ،نوع و جهت تجارب گذشته و ... هدف فعال كردن ، پاك كردن و بهبود طرز كار اين مراكز قدرت دروني است . تصحيح و تغيير مسيرهاي ناصواب درزندگي و پيروي از روح خدا موجبات پاكسازي مسيرهاي انرژي را فرا هم مي آورد .و اگر انرژي روحي از پايين ترين چاكرا به بالاترين چاكرا برسد ا نسان به سعادت و خوشبتي دست مي يابد ، بدين معنا كه نيروي روحي فعال گشته و خودآگاهي به بالاترين سطوح هوشياري كه همانا عشق و خلاقيت است ، دست پيدا مي كند .
نجات روح (۳)
عوامل موثربيداري انرژي روحي( هماهنگي )
برخورداري از توانايي هاي غير متعارف ، اتفاقي عجيب و غير طبيعي نيست . اين توانايي ها با ذهن و خودآگاه ما ارتباط دارد . مغز به عنوان سخت افزار ذهن انسان عمل ميكند و قادراست به سطح بالاتري از آگاهي و حواس پنج گانه برود .نيرويي كه موجب بروز پديده هاي فوق طبيعي مي گردد از سطوح مادي و فيزيكي ناشي نمي شود بلكه به سطوح بالاتر آگاهي و هوشياري و در جريان بودن نيروي ذاتي روح مربوط است. بروز اين گونه اعمال به انرژي بالاي روحي نيازمند است . بنابراين با تمركز واراده براي انجام عمل خارق العاده نمي توان به جايي راه برد ، بلكه بايد به سطوح بالاتري از انرژي وهوشياري دست يافت. اين توانايي ها عموما براي ذهن هاي آزاد و رها كه در سطوح بالاي آگاهي و انرژي مستقر هستند رخ مي دهد.
همانطور كه گفته شد توانايي بالقوه انجام اعمال خارق العاده در هر كسي وجود دارد ، اما براي به فعل در آوردن اين توان عوال بسياري وجود دارد ، عواملي كه بر روي فعاليت هاي ذهني و رفتارهاي ادراكي مانند حالات رواني فرد اثرمي گذارند از جمله اين رفتارها نيروي باور و ايمان است تا زماني كه شخص به اين باور نرسيده باشد كه توانايي هاي روحي در انسان وجود دارد، شكوفايي و آشكاري آن را مشاهده نخواهد كرد وهر قدر كه نيروي باور از قدرت بيشتري برخوردار و به ايماني قوي بدل شده باشد هرعملي، شدني محسوب مي گردد. گفته حضرت مسيح(ع) نيز به همين موضوع اشاره دارد :" اگر به اندازه دانه خردلي ايمان داشته باشيد ميتوانيد كوهي را جا به جا كنيد. " اين موضوع نيز به اثبات رسيده كه مي توان از طريق تمرينات مناسب ، پرورش توانايي هاي روحي را تسريع كرد و كيفيت شكوفايي و رشد آن را بهبود بخشيد . همچنين اگر شخصي به صورت محوري بر روي يك مهارت خاص مانند تله پاتي يا جا به جايي اشيا و يا هر نوع مهارت ديگري تمرين كند در انجام بهتر آن عمل از توانايي بيشتري برخوردار مي گردد ...
ازعوامل موثر ديگر زمان و مكان ويژه را مي توان نام برد
. براي مثال در اديان مختلف براي دعا و عبادت زمانهاي بخصوصي تعيين شده است . مي توان اذعان نمود كه در دسترس ترين عامل و اصلي ترين روش بيداري انرژي روحي تسليم و عشق به خداوند است .در مقام تسليم حقيقي و عشق به خدا طبيعت به بهترين شكل عمل مي كند و هماهنگي ايجاد مي گردد . نيروي عشق از بين برنده موانع جذب روح الهي است.
( پایان )
برگرفته (از مجله علوم باطنی شماره ا )
و=از وبلاگ کشف بزرک
مصاحبه با خدا
در خواب ديدم كه با خدا مصاحبه مي كردم...
خدا از من پرسيد: « دوست داري با من مصاحبه كني؟»
پاسخ دادم: « اگر شما وقت داشته باشيد»
خدا لبخندي زد و پاسخ داد:
« زمان من ابديت است... چه سؤالاتي در ذهن داري كه دوست داري از من بپرسي؟»
من سؤال كردم: « چه چيزي درآدمها شما را بيشتر متعجب مي كند؟»
خدا جواب داد....
« اينكه از دوران كودكي خود خسته مي شوند و عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند...و دوباره آرزوي اين را دارند كه روزي بچه شوند»
«اينكه سلامتي خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست مي دهند و سپس پول خود را خرج مي كنند تا سلامتي از دست رفته را دوباره باز يابند»
«اينكه با نگراني به آينده فكر مي كنند و حال خود را فراموش مي كنند به گونه اي كه نه در حال و نه در آينده زندگي مي كنند»
«اينكه به گونه اي زندگي مي كنند كه گويي هرگز نخواهند مرد و به گونه اي مي ميرند كه گويي هرگز نزيسته اند»
دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتي به سكوت گذشت....
سپس من سؤال كردم:
«به عنوان پرودگار، دوست داري كه بندگانت چه درسهايي در زندگي بياموزند؟»
خدا پاسخ داد:
« اينكه ياد بگيرند نمي توانند كسي را وادار كنند تا بدانها عشق بورزد. تنها كاري كه مي توانند انجام دهند اين است كه اجازه دهند خود مورد عشق ورزيدن واقع شوند»
« اينكه ياد بگيرند كه خوب نيست خودشان را با ديگران مقايسه كنند»
«اينكه بخشش را با تمرين بخشيدن ياد بگيرند»
« اينكه رنجش خاطر عزيزانشان تنها چند لحظه زمان مي برد ولي ممكن است ساليان سال زمان لازم باشد تا اين زخمها التيام يابند»
« ياد بگيرند كه فرد غني كسي نيست كه بيشترين ها را دارد بلكه كسي است كه نيازمند كمترين ها است»
« اينكه ياد بگيرند كساني هستند كه آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمي دانند كه چگونه احساساتشان را بيان كنند يا نشان دهند»
« اينكه ياد بگيرند دو نفر مي توانند به يك چيز نگاه كنند و آن را متفاوت ببينند»
« اينكه ياد بگيرند كافي نيست همديگر را ببخشند بلكه بايد خود را نيز ببخشند»
باافتادگي خطاب به خدا گفتم:
« از وقتي كه به من داديد سپاسگذارم»
و افزودم: « چيز ديگري هم هست كه دوست داشته باشيد آنها بدانند؟»
خدا لبخندي زد و گفت...
«فقط اينكه بدانند من اينجا هستم»
« هميشه»