علت قبول نشدن در كنكور
كه سال فقط 365 روز است
در حالي كه:

كه سال فقط 365 روز است
در حالي كه:

در کار با نرم افزارهای گرافیکی با واژهای مختلفی روبرو می شویم که درک درست آنها در روند کاری ما بسیار موثر است.
رندر (Render) :
به فرآیند ساخت تصاویر دو بعدی از روی اجسام سه بعدی اطلاق میشود که شامل عملیات تبدیل هندسی ، نور پردازی و برش میباشد .
موتور گرافیکی (Engine) :
برنامه ای که عملیات های مهم گرافیکی را مدیریت کرده و یک سطح انتزاعی بالاتر را به کاربر میدهد . موتور گرافیکی مهم ترین برنامه در ساخت بازی ها میباشد .
دوربین (Camera) :
دوربین مفهومی انتزاعی است که قابلیت دید صحنه توسط کاربر را مدیریت میکند . هر دوربین دارای یک موقعیت در فضای سه بعدی بوده و از آنجا به موقعیت دیگری می نگرد.
بافت (Texture) :
اطلاعات تصویری غالبا دو بعدی که برای دادن ظاهر واقعی به روی اجسام سه بعدی نگاشته میشود . بافتها میتوانند بافتهای BMP , JPG و سایرفرمت ها یا حتی بصورت حجمی باشند .
پیکسل (Pixel) :
مخفف واژه های Picture Element به معنای عنصر تصویری میباشد ، کوچکترین واحد سازنده تصویر که غالبا بشکل مربع میباشد و حاوی اطلاعات رنگی است .
بافر (Buffer) :
قسمتی از حافظه سیستم و حافظه ویدیویی است که از نظر فیزکی غالبا بشکل یک چهارگوش میباشد و برای ذخیره اطلاعات رنگ ، عمق یا استنسیل به کار میرود
.نقطه لولایی (Pivot Point) :
موقعیتی از یک جسم سه بعدی یا دو بعدی که تبدیل هندسی ( از جمله چرخش ، انتقال و تغییر اندازه ) نسبت به آن صورت میگیرند .
میپ مپ (Mip-Map) :
یک تکنیک بافت زنی پیشرفته که در آن وضوح فایل تصویری مورد استفاده بعنوان بافت بر حسب فاصله بیننده تا جسم مورد نظر انتخاب میگردد و هدف آن افزایش سرعت می باشد .
سایه زن گره (Vertex Shader) :
برنامه ای کوچک که جایگزین خط رندر ثابت شده و میتوان توسط آن به شکل انعطاف پذیری عملیات های انجام گرفته روی تک تک گره ها را کنترل کرد .
بردار نرمال (Normal Vector) :
برداری غالبا سه بعدی که جهت گیری هر گره و در نتیجه هر سطح نسبت به فضای سه بعدی را مشخص میکند و در محاسبات نور پردازی نیز اهمیت ویژه ای دارد .
وبسايت شخصي راديوهاي قديمي به آدرس www.antiqueradio.org عكسها و اطلاعات جالبي را درباره راديوهاي قديمي گردآوري كرده است.
شايد برخي از آنها را براي نخستين بار ميبينيد. لينك «Beginners» يا مبتديها حاوي پاسخ به پرسشهاي رايج دارندگان راديوهاي قديمي يا علاقمندان آنهاست؛ مثلاً اينكه چگونه ميتوانيد بفهميد مدل راديوي قديمي شما چيست، چگونه ميتوان باتري راديوهاي قديمي را شارژ كرد يا اينكه آيا صاحب وبسايت كه خود داراي اين كلكسيون است، راديوي شما را ميخرد يا نه؟
جذابترين بخش سايت هم گالري عكس آن است كه بر حسب نوع راديو مثلاً راديوهاي پلاستيكي، راديوهاي چوبي، و راديوهاي ارتباطي، سازماندهي شده است. در صفحه عكسها، يك صفحه هم براي عكس تلويزيونهاي قديمي طراحي شده است. در ميان راديوها برخي از آنها رنگهاي جالبي دارند و خيلي بامزه هستند.
يك نكته جالب هم درباره اين وبسايت وجود دارد: وبسايت شخصي راديوهاي قديمي از سال 1995 تاكنون آغاز به فعاليت كرده و هنوز فعال است.

با سلام خدمت همه دوستان عزیز و بازدیدکنندگان گرامی :
شما دوستان عزیز می توانید در نظر سنجی ترم دوم در ستون سمت چپ شرکت نمایید.
لازم به توضیح است که شما دوستان در هر روز می توانید فقط به یک گزینه رای دهید.
ژاپن: بشدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد
مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند
هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی(ACTION) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود
عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند
چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد
اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید
گینه بی صاحاب!!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند
کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند
پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید
اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد
انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند
ایران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند! عاشق عبارت آقا خسته نباشید است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده؛ که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! او چت می کند! خیابان متر می کند ودر یک کلام عشق و حال می کند! نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است.
اين تصوير در حقيقت ثابت و بدون حرکت ميباشد . در این تصویر با دور و نزدیک کشیدن دایره های آبی واستفاده از سایه روشن (تغییر جهت خط سیاه و سفید اطراف دایره) حس عمق میدان ،حرکت و حجم القا می شود و بدین طریق چشم بینندگان را می فریبد. در اوایل دهه ۱۹۷۰ هنرمندان با استفاده از این خطای بصری به خلق آثارشگفت انگیزی پرداختند که به سبک آپ آرت معروف شد.

(خطای چشم)آیا این خطوط موازیند؟
نيايش يكم.چون به دعا آغاز مىكرد نخست خداى عز و جل را با چنين عبارتهاى حمد و ثنا مىگفت حمد و سپاس خداى را،آن نخستين بى پيشين را و آن آخرين بى پسين را،خداوندى را كه ديده بينايان از ديدارش قاصر آيد و انديشه واصفان از نعت او فروماند.آفريدگان را به قدرت خود ابداع كرد و به مقتضاى مشيت خويش جامه هستى پوشيد و به همان راه كه ارادت او بود روان داشت و رهسپار طريق محبت خويش گردانيد. چون ايشان را به پيش راند،كس را ياراى واپس گراييدن نبود،و چون واپس دارد،كس را ياراى پيش تاختن نباشد. هر زنده جانى را از رزق مقسوم خويش توشهاى معلوم نهاد؛آن سان كه كس نتواند از آن كه افزونش داده،اندكى بكاهد و بر آن كه اندكش عنايت كرده،چيزى بيفزايد. سپس هر يك از آدميان را عمرى معين مقرر كرد و مدتى محدود كه با گامهاى روزها و سالهايش مىپيمايد،تا آنگاه كه به سر آردش؛آن سان كه چون آخرين گامها را بر دارد و پيمانه عمرش لبريز شود،او را فرو گيرد:يا به ثواب فراوانش بنوازد،يا به ورطه عقابى خوفناكش اندازد،تا بدكاران را به كيفر عمل خويش برساند و نيكوكاران را به پاداش كردار نيك خويش و اين خود عين عدالت اوست. متن کامل عربی و فارسی دعای اول را در قسمت ادامه مطلب مطالعه فرمایید. |
با توجه به اينكه اخيرا در برخي از خانه هاي دانشجويي موش مشاهده شده است و موجبات سلب آسايش و آرامش و گاها رعب و وحشت دانشجويان عزيز را فراهم كرده است ، بدينوسيله نتيجه مطالعات و تحقيقات انجام شده جهت مقابله با موش به شرح زير اعلام ميگردد.
به محض مشاهده موش در اتاق ، يكي از اقدامات زير را انجام دهيد :
بند 1- روش كاملا دانشجويي :
پس از هماهنگي با هم اتاقيهايتان با كشيدن يك جيغ بلند ، دسته جمعي در را بازكرده از اتاق خارج شويد و ديگر هرگز به آن اتاق بازنگرديد ................
بند 2- روش سرخپوستي :
مقداري وسايل قابل اشتعال وسط اتاق جمع كرده ، آتش بزنيد تا موش با دود آن خفه شود . سپس موارد بند (1) را انجام دهيد ................................
بند 3- روش معرفتي :
به موش بگوييد در صورت عدم خروج وي خودكشي خواهيد كرد . اگر با معرفت باشد از اتاق خارج خواهدشد . در غير اين صورت موارد بند (1) را انجام دهيد ............................... .
بند 4- روش تعارفي :
به موش تعارف كنيد كه امشب را پيش شما بماند . احتمالا شرمنده شده و تعارف شما را نميپذيرد . دزصورتيكه تعارف را پذيرفت بند (1) را اجرا كنيد................................ .
بند 5- روش قبيله گامبالا :
تعدادي سلاح سرد تهيه كرده و به موش اعلان جنگ كنيد . در صورتيكه موش نامبرده حرفهاي بوده و اين حرف را جدي نگرفت بند (1) را انجام دهيد................................... .
بند 6- روش دموكراتيك :
پس از شرح فوايد گفتمان براي موش ، از او خواهش كنيد اتاق را ترك كند . اگر موش قبول نكرد بند (1) را انجام دهيد .........................
بند 7- روش نه چندان دانشجويي :
يكي از گربه هايي كه دركوچه دنبال غذا ميگردند را براي شام به منزل خوددعوت كنيد . در صورت موفقيت گربه در خوردن موش ، از او بخواهيد از اتاق خارج شود . در صورت عدم موافقت گربه بدنبال راهي براي خارج كردن گربه باشيد ( مطلب نحوه خروج گربه به زودي منتشر ميگردد (...................................
بند 8- روش كمپينگ :
در ميان دوستانتان هر كدام كه خانه شان بهتر است را انتخاب كرده و به صورت دسته جمعي تا آخر ترم به خانه آنها برويد . در صورتيكه در خانه آنها هم موش مشاهده شد به بند (1) مراجعه كنيد.......................... . .
بند 9- روش روانشناسي :
به كارهاي روزانه خود پرداخته و به موش بي محلي كنيد . او احتمالا ناراحت شده و خارج خواهد شد. در صورتيكه اين هم جواب نداد راهي جز مراجعه به بند (10) براي شما باقي نمانده است......................................
بند 10- روش فاشيستي :
مقداري از كباب سلف دانشگاه را در مسير او قرار دهيد تا از آن بخورد . اين روش احتمال خطا ندارد . موش حتما خواهد مرد و اصلا نيازي به مراجعه به بند (1) نداريد.
آنها يک شبانه روز آنجا بودند در راه بازگشت ودرپايان سفر مرد از پسرش پرسيد:چه چيزي از اين سفر ياد گرفتي؟
پسرگفت:فهميدم که ما درخانه يک سگ داريم وآنها چهارتا. ما در حياتمان يک فواره داريم وآنهارودخانه اي دارند که نهايت ندارد.مادرحياتمان فانوس هاي تزييني داريم وآنها ستارگان رادارند ممنونم پدر! تو به من نشان دادي که ما چقدر فقير هستيم!
بهترین دوست،خداست،اوآنقدرخوب است که اگریک گل به اوتقدیم کنید،دسته گلی تقدیمتان می کندوخوبترازآن است که اگردسته گلی به آب دادیم،دسته گلهایش راپس بگیرد.
اگرپیام خداروخوب دریافت نکردید،به فرستنده هادست نزنید،گیرنده هاراتنظیم کنید.
خدابی گناه است،درپروندۀ گناه هايتان تجدیدنظرکنید.
خداوند،گوشهاوچشمهارادرسرقرارداده است تاتنهاسخنان وصحنه های بالاووالاراجستجوکنیم.
خودراارزان نفروشیم،درفروشگاه بزرگ هستی،روی قلب انسان نوشته اند:قیمت=خدا!
این همه خودراتحقیرنکنید،خداوندپس ازساختن شمابه خودتبریک گفت.
وقتی احساس غربت می کنید،یادتان باشدکه خداهمین نزدیکی است.
یادمان باشدکه خداهیچوقت ماراازیادنبرده است.
کسی که باخداحرف نمی زند،صحبت کردن نمی داند.
آنکه خداراباورنکرده است،خودراانکارکرده است.
کسی که باخداقهراست،هرگزباخودش آشتی نمی کند.
آنکه خدارااززندگیش سانسورکند،همیشه دچارخودسانسوری خواهدبود.
خداازآنکه روزهایش بیهوده می گذرد،نمی گذرد.
بیهوده گفته اندتنهاصداست که می ماند،تنهاخداست که می ماند.
روزی که خداهمه چیزراقسمت کرد،خودرابه خوبان بخشید.
برای اثبات کوری کافیست که انسان چشمهای نگران خدانبیند.
شکسته های دلت رابه بازارخداببر،خدا،خودبهای شکسته دلان است.
به چشمهای خوددروغ نگوییم،خدادیدنی است.
چشمهایی که خدارانبینند،دوگودال مخوفندکه برصورت انسان دهن بازکرده اند.
امروزازدیروزبه مرگ نزدیکتریم،به خداچطور؟
اگرازخدابپرسیدکیستی؟درجواب،مارامعرفی خواهدکرد!مابهترین معرف خداییم،آیااگرازما بپرسندکیستی؟خدارامعرفی خواهیم کرد؟
وقتی خداهست هیچ دلیلی برای ناامیدی نیست.
آسمان،چشم آبی خداست،نگران همیشۀ من وتو.
خداوندسندآسمان رابه نام کسانی که درزمین خانه ندارندامضاءکرده است.
با اطلاع كليه دانشجويان محترم مي رساند كه :
حذف و اضافه اينترنتي نيمسال دوم براي گروه فني و مهندسي روزهاي ۲۸ و ۲۹ بهمن ماه ۱۳۸۶ خواهد بود.
حذف و اضافه اينترنتي نيمسال دوم براي گروه هاي علوم انساني و هنر روزهاي ۳۰ بهمن و ۱ اسفند ماه ۱۳۸۶ خواهد بود.
2 – اگر 1000 دلار از دست وي بر زمين بيوفته به خودش اين دردسر رو نميده كه برش داره، چون در 4 ثانيه اي كه برداشتنش طول ميكشه، اين پول عايدش شده!
3 – آمريكا در حدود 62/5 هزار ميليارد دلار بدهي داره و بيل گيتس به تنهايي ميتونه ظرف 10 سال تمام بدهي آمريكا را بازپرداخت كنه!
4 – او ميتونه نفري 15 دلار به همه جمعيت جهان بده و باز هم 5 ميليون دلار در جيبش باقي خواهد ماند!
5 – اگر مايكل جردن يعني گرانترين ورزشكار آمريكايي هيچ غذا و آبي نخوره و همه 30 ميليون دلار درامد سالانه اش رو پس انداز كنه، 227 سال طول خواهد كشيد تا به ثروتمندي بيل گيتس بشه!
6 – اگر بيل گيتس رو به صورت يك كشور تصور كنيم، 37 مين كشور ثروتمند جهان ميشه! يا به تنهايي درامدي برابر سيزدهمين كمپاني عظيم آمريكايي خواهد داشت، حتي بيشتر از آي بي ام!
7 – اگر همه ثروت بيل گيتس رو تبديل به يك دلاري كنيم ، ميشه جاده اي از ماه تا زمين باهاش كشيد كه 14 بار رفته و برگشته! ولي ساخت اين جاده، 1400 سال طول خواهد كشيد و 713 بوئينگ 747 بايد براي جابجايي اين پول ها پرواز كنند.
8 – اگر فرض رو بر اين بگيريم كه هنوز 35 سال ديگه هم زنده خواهد بود، ميتونه روزي 78/6 ميليون دلار خرج كنه قبل از اينكه به بهشت بره!
9 – اما!!! اگر كاربران ويندوزهاي مايكروسافت بتونن بابت هرباري كه كامپيوترشون هنگ ميكنه، يك دلار از بيل گيتس خسارت بگيرن، وي تنها در 3 سال ورشكست خواهد شد!!
" محبت همه چیز را شکست می دهد و خود شکست نمیخورد " . تولستوی
" ما ندرتاً دربارۀ آنچه که داریم فکر می کنیم ، درحالیکه پیوسته در اندیشۀ چیزهایی هستیم که نداریم " . شوپنهاور
" آنكه مي تواند ، انجام مي دهد،آنكه نمي تواند انتقاد مي كند " . جرج برنارد شاو
" لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم؛ غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند " . علی شریعتی
" تمدن، تنها زاییده اقتصاد برتر نیست، در هنر و ادب و اخلاق هم باید متمدن بود و برتری داشت " . لویی پاستور
" باید دنبال شادی ها گشت ولی غمها خودشان ما را پیدا می کنند " . فردریش نیچه
" کمربند سلطنت ، نشان نوکری برای سرزمینم است نادرها بسیار آمده اند و باز خواهند آمد اما ایران و ایرانی باید همیشه در بزرگی و سروری باشد این آرزوی همه عمرم بوده است " . نادر شاه افشار
اگر در اولين قدم، موفقيت نصيب ما مي شد، سعي و عمل ديگر معني نداشت. موريس مترلينگ
بهترین چیزها زمانی رخ می دهد که انتظارش را نداری. گابریل گارسیا مارکز
” لازم نيست گوش كنيد، فقط منتظر شويد . حتي لازم نيست منتظر شويد ، فقط بياموزيد آرام و ساكن و تنها باشيد. جهان آزادانه خود را به شما پيشكش خواهد كرد تا نقاب از چهرهاش برداريد انتخاب ديگري ندارد؛ مسرور به پاي شما در خواهد غلطيد “ . فرانتس كافكا
" گنجی که در اعماق نامحدود شما حبس شده است ، در لحظه ای که خود نمی دانید ، کشف خواهد شد " . جبران خلیل جبران
اگر جانت در خطر بود بجای پنهان شدن بکوش همگان را از گرفتاری خویش آگاه سازی . ارد بزرگ
" كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند " . گوته
" پيروزی آن نيست که هرگز زمين نخوری، آنست که بعد از هر زمين خوردنی برخيزی" . مهاتما گاندی
" کسی به فرجام زندگی آگاه نیست ، خداوند هم نیازی به عبادت بنده ندارد " . فردوسی خردمند
” تکامل و حرکت، مبنا و پیش فرض کل وجود است “ . انگلس
" بيشترين تأثير افراد خوب زمانى احساس مى شود كه از ميان ما رفته باشند " . امرسون
" از ديروز بياموز. براي امروز زندگي کنو اميد به فردا داشته باش" . آلبرت انيشتن
" براي اداره كردن خويش ، از سرت استفاده كن . براي اداره كردن ديگران ، از قلبت " . دالايي لاما
" انسان بايد از هر حيث چه ظاهر و چه باطن , زيبا و آراسته باشد " . چخوف
" لحظه ای که به کمال رسیدم و منور شدم ، تمام هستی کامل و منور شد " . بودا
" تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید . پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند " . گراهام بل
مراحل پنج گانه
هر برنامه را صرفنظر از ميزان پيچيدگی آن ، می توان به پنج مرحله اساسی تجزيه کرد :
مقدار دهی اوليه
ورودی
پردازش
خروجی
پاکسازی
در ادامه به بررسی هريک از مراحل فوق ، خواهيم پرداخت .
اگر شما هم به عكاسي علاقمنديد، شايد دانستن برخي از اسرار عكاسي از آدرس www.photosecrets.com بتواند به ارتقاي سطح كارهايتان كمك كند.
اين وبسايت متعلق به انتشارات Photosecrets است كه كتب و نشريات آن تاكنون يازده جايزه مختلف را به خود اختصاص داده است. در پايين صفحه، شش لينك را مشاهده خواهيد كرد:
«نكاتي براي بهتر عكاسي كردن»، «چگونه عكسهايمان را بفروشيم»، «وبسايتهاي ديگر»، «عكسهايي از بيش از صد محل مختلف» كه البته خريد آنها پولي است، «بيش از هزار كتاب درباره عكاسي» و لينك آخر «درباره ما». يك كادر جستوجو نيز وجود دارد كه ميتوانيد موارد مرتبط با عكاسي را هم در خود سايت و هم در وب جستوجو كنيد.
در صفحه «نكاتي براي بهتر عكاسي كردن»، اسرار عكاسي در سه بخش مختلف چيده شده است: مبتدي، معمولي و پيشرفته كه حاوي نكات ارزشمندي در مورد عكاسي حرفهاي است. همچنين در صفحه «چگونه عكسهايمان را بفروشيم»، مواردي چون به ثبت رساندن عكسها و وبسايتهايي كه عكسهايتان را ميخرند، عنوان شده است.
با توجه به اين كه برنامه هاي تحت داس رابط ضعيفي نسبت به ويندوز و لينوكس و... دارند ما حداقل بايد برنامه هايمان را به ماوس مجهز كنيم تا اين نقص تا حدودي برطرف شود. مخصوصا اگر بخواهيم يك برنامه گرافيكي بنويسيم برنامه مان بدون ماوس غير قابل استفاده خواهد بود. خب بهتره بريم سر اصل مطلب. در اين مقاله فعال كردن ماوس در زبان C توضيح داده شده. البته ما ماوس را با استفاده از وقفه ها كه در تمام كامپيوترهاي IBM يكي هستند فعال مي كنيم و كدهاي ارائه شده با كمي تغيير در پاسكال و بيسيك نيز كار خواهند كرد. اگر شما با زبان C آشنايي نداريد ممكن است اين كدها برايتان ناآشنا باشند. پس بهتر است از خواندن اين مقاله صرفنظر كنيد. البته ممكن است به زودي آموزش C و ++C را نيز در اين سايت بگذاريم. ابتدا براي اين كه از ماوس استفاده كنيم بايد بفهميم كه درايور ماوس نصب شده يا نه؟ اگر نصب نشده باشد نمي توان ماوس را فعال كرد. براي اين كار از تابع شماره 00hex از وقفه 33hex استفاده مي كنيم. اگر قبلا با وقفه ها كار كرده باشيد حتما مي دانيد كه شماره تابع وقفه در ثبات AH قرار مي گيرد ولي توابع 33hex به جاي AH از AX استفاده مي كنند. يعني براي فراخواني اين وقفه شماره تابع آن را در ثبات AX قرار مي دهيم. پس از فراخواني اين وقفه اگر مقدار ثبات AX برابر 0000hex باشد يعني درايور ماوس نصب نشده و ما نميتوانيم از ماوس استفاده كنيم. پس از اين كار بايد نشانگر ماوس را د ر صفحه ظاهر كنيم. نشانگر ماوس دقيقا در وسط صفحه ظاهر خواهد شد. اگر در حالت متني باشيم اين نشانگر به صورت يك مستطيل و اگر در حالت گرافيكي باشيم نشانگر به صورت يك فلش كوچك نشان داده خواهد شد. براي ظاهر كردن كافي است از تابع شماره 01 وقفه 33h استفاده كنيم. برنامه زير هم درايور ماوس را تشخيص داده و هم آن را در حالت متني نشان ميدهد:
#include
#include
#include
#include
void main()
{ union REGS r;
clrscr();
r.x.ax= 0;
int86(0x33,&r,&r);
if(r.x.ax==0)
{
printf("No Mouse Available.....");
getch();
exit(1);
}
r.x.ax=1;//place 01 in AX register
int86(0x33,&r,&r);//showing the mouse pointer
printf(“press any key to exit…”);
getch();
}
راهنمای ثبت نام (با چند تغییر نسبت به ترم قبل)
اطلاعیه در مورد دروس عمومی و درس شیوه ارائه مطالب
صفحه اصلی ثبت نام برای نیمسال دوم 87-86
توجه :
ـ انتخاب واحد براي وروديهاي 84 و ماقبل 10بهمن - براي وروديهاي 85 ، 11 بهمن - براي وروديهاي 86 ، 13 و 14 بهمن مي باشد.
ـ شروع نيم سال دوم تحصیلی 86-87 روز 86/11/15 خواهد بود.
ـ شروع ترم تحصیلی ورودیهای تکمیل ظرفیت نيم سال دوم 86-87 روز 86/11/13 خواهد بود.
نوحه عربي فارسي «أنا مظلوم حسين»
نزار قطري

اين نوحه در تاريخ 22 دي ماه 1386 در کربلاي معلي توسط «نزار القطري» اجرا شده است .
فيلم نوحه براي موبايل دانلود کنيد
اي ز صولت لا فتي الا علي در شأن تو؛ (خطاب به حضرت زينب کبري است سلام الله عليها و روحي فداها)
ميبرد شمر از سرت معجر، فکيف تصبحون؟ (معجر=روسري، فکيف تصبحون= شما را چه پيش خواهد آمد)
آل بو سفيان به عزت، في بيوت آمنين؛ (در خانههايشان در امنيت به سر ميبرند)
آل ما دور از وطن، يا ليت قومي يعلمون؛ (کاش اين قوم ميدانستند)
انعم الله علينا برسول مدني؛ (خداوند به واسطه رسولي مدني بر ما نعمت روا داشته)
هو جدي، و ابي و واسط الکون علي؛ (که آن پيغمبر جد من است. و علي پدر من واسطه عالم است)
خيرة الله من الخلق أبي؛ (پدرم علي بهترين خلق خداوند...)
بعد جدي، فأنا ابن الخيرتين؛ (... پس از پيغمبر است. و من فرزند دو برگزيده)
فضة قد خلصت من ذهب؛ (من نقرهاي هستم که از طلا بيرون آمده است)
فأنا الفضه و ابن الذهبين؛ (پس من نقرهام و فرزند دو طلا "حضرت رسول اکرم و امام علي عليهماالسلام")
ذهب ٌمن ذهب ٍ في ذهب ٍ ؛ (طلايي از طلا و در طلا)
و لجينٌ في لجين ٍ في لجين ٍ ؛ (و نقرهاي در نقره اندر نقره)
أنا مظلوم حسين
أنا محروم حسين
خبر نداري حاج آقـــــــــا! قلي مي خـواد زن بگيره
شمــــا نبودي شب اومد بعلـــــــه شو از من بگيره
به من ميگفت: آي ننه جون! مام آخــه آرزو داريم
يه کـــــــــاري کن آقـــا جونم بياد واسـم زن بگيره
هوتــــــــــن چش دريده هم خواستگــــــار ليلا شده
مـــــن بيشينم نيگـــا کنم ، ليلا رو هوتن بگيره !!؟
گرفتم اون شب حالشو ، امـــا سپردم به جوات(!)
اين دفه حـــــــال نکبتــــو تـــو روز روشن بگيره
اطّلاعات اگه ميخــــــــــــواد دختـــره از اخلاق من
از مــــــــن خجالت ميکشه از آبجي سوسن بگيره
لپّ کلوم اگــــــــــــــه ننه ش دختره رو به مـــن نده
سم ميخورم اونوق بايد خونمـــــــــــو گــردن بگيره
گفتم: ننه! کفري نشي ، ننه ش گفتــــــــــــه قلي بره
يه دختر کـــــــور وکچـــــــل ، چلاق والکــن بگيره
گفته مگــــــــــــه دخترمــــــو آوردمش از سر راه
که ليلاي ماهمــــــــو اين بيعـــــــار وچلمن بگيره
درد وبلات تــــوي ســــــــــرم آخه ننه ت تا کي بره
نشـــوني دختــــــــرا رو از کـــــــوي وبرزن بگيره
دربدر خواستگـــــــــــــاري اين در واون در ميزنم
آقات بايد بره واســــــم کفشي از آهـــــــــــن بگيره
با شاگردي تو بقّـــــــــــالي کسي بخــواد زن بگيره
بـــــا اين تــورّم ميدوني ماهي بايــــــــد چن بگيره؟
واسه عروس وخواهــــــراش برادراش ننـه باباش
هرچي که اونا دوس دارن هرچي کــه خواستن بگيره
خرج عروسي به کنـــــــــار فردا بايد واســــه زنش
چــــادر وکفش و روسري بلــــــــــوز ودامن بگيره
بعدعروسي هم بايد گيـــوه هاشــــــــــــو وربکشه
براي زندگي بـــره خونـــــــــه و مسکــــــــن بگيره
صد صدوپنجاه تا بده ماهي واســـه يه لونه مـــوش
يه خونه ي اجــاره اي تو سولقــــــون و کـن بگيره
بعدش بايد زي ذي بشــــــه، به دستــاي مبارکش -
جــــــــارو ورخت و قابلمه يــــا نخ وسوزن بگيره
بچّه هـــا کــه شدن رديف مياد خـــــرج کتاب وکيف
بايد که هر ســال براشون شلــوار وپيرهــن بگيره
روي ســرش قطار قطار، هوار ميشـــه قــوم تاتار(!)
اونوق بايد روزي سه بــــــار برنج وروغــن بگيره
هــــرکسي طالب زنــــــــه ، امــــــــا بدون اسکنـــه
از دوگولـــه ش بايد ننــــه! يک سيتي اسکن بگيره ...
***
اونقــده گفتـم که قلي ، زهــــــره ترک شد حاج آقا !
سراغ ليلا رو ديگـــه بعـد از اين عمـــــراً بگيره!!
فیلسوفی همراه با شاگردانش در حال قدم زدن در جنگلی بودند و درباره اهمیت دیدارهای غیر منتظره گفتگو می کردند. بر طبق گفته های استاد، تمامی چیزهایی که در مقابل ما قرار دارند به ما بخت و فرصت یادگیری یا آموزش دادن می دهند.
در این لحظه، به دروازه محلی رسیدند که - به رغم آنکه در مکان بسیار مناسبی واقع شده بود - ظاهری بسیار حقیرانه داشت.
شاگرد گفت: این مکان را ببینید. شما حق داشتید. من در اینجا این را آموختم که بسیاری از مردم که در بهشت به سر می برند متوجه آن نبودند و همچنان در شرایطی بسیار بد و محقرانه زندگی می کنند.
استاد گفت: من گفتم آموختن و آموزش دادن مشاهده امری که اتفاق می افتد کافی نیست. باید علل را بررسی کرد. پس فقط وقتی این دنیا را درک می کنیم که متوجه علتهایش بشویم.
سپس در آن خانه را زدند و مورد استقبال ساکنان آن قرار گرفتند. زن و مردی با 3 فرزند با لباسهای پاره و کثیف آنجا بودند. استاد خطاب به پدر خانواده گفت: شما در اینجا در میان جنگل زندگی می کنید؟ در این اطراف هیچ گونه کسب و تجارتی وجود ندارد... چگونه به زندگی خود ادامه می دهید؟
و آن مرد نیز در آرامش کامل پاسخ داد: دوست من، ما در اینجا ماده گاوی داریم که همه روزه چند لیتر شیر به ما می دهد. بخشی از شیر را یا می فروشیم و یا در شهر همسایه با دیگر مواد غذایی معاوضه می کنیم. با بخش دیگر، پنیر و کره یا خامه برای مصرف شخصی خود تولید می کنیم و به این ترتیب به زندگی خود ادامه می دهیم.
استاد فیلسوف از بابت این اطلاعات تشکر کرد و برای چند لحظه به تماشای آن مکان پرداخت و از آنجا خارج شد. در میان راه، رو به شاگرد کرد و گفت: آن ماده گاو را از آنها بدزد و از بالای آن صخره به پایین پرت کن.
شاگرد گفت: اما آن حیوان تنها راه امرار معاش آن خانواده است. فیلسوف ساکت ماند... آن جوان بدون آنکه هیچ راه دیگری داشته باشد، همان کاری را کرد که به او دستور داده شده بود و آن گاو نیز در آن حادثه مرد.
این صحنه در ذهن آن جوان باقی ماند و پس از گذشت سالها، زمانی که دیگر بازرگان موفقی شده بود، تصمیم گرفت تا به همان خانه بازگردد و با شرح ماجرا از آن خانواده تقاضای بخشش و به ایشان کمک مالی کند؛ اما چیزی که باعث تعجبش شد این بود که آن منطقه تبدیل به مکانی زیبا شده بود، با درختانی شکوفه کرده و تعدادی کودک که در باغچه خانه مشغول بازی بودند. شاگرد با تصور این مطلب که آن خانواده برای بقای خود مجبور به فروش آنجا شده اند مأیوس و ناامید گردید. او وارد خانه شد و پرسيد: آن خانواده ای که در حدود 10 سال قبل اینجا زندگی می کردند کجا رفتند؟
جوابی که دریافت کرد، این بود: آنها همچنان صاحب این مکان اند.
صاحبخانه او را شناخت و از احوالات استاد فیلسوفش پرسید؛ اما جوان مشتاقانه در پی آن بود که بداند چگونه ایشان توانستند وضع آن مکان را به آن خوبی بهبود بخشند.
آن مرد گفت: ما گاوی داشتیم ، اما وی از صخره پرت شد و مرد؛ و ما برای تأمین معاش خانواده مجبور به کاشت سبزیجات و حبوبات شدیم... گیاهان و نباتات با تأخیر رشد کردند و مجبور به بریدن مجدد درختان شدم و پس از آن به فکر خرید چرخ نخریسی افتادم. با خرید آن چرخ بود که به یاد لباس بچه هایم افتادم و با خود فکر کردم که شاید بتوانم پنبه هم بکارم. به این ترتیب، یک سال سخت گذشت؛ اما وقتی خرمن محصولات رسید، من در حال فروش و صدور حبوبات و پنبه و سبزیجات معطر بودم... هرگز به این مسئله فکر نکرده بودم که همه قدرت و ظرفیت من در این نکته خلاصه می شد که: چه خوب شد، آن گاو مرد.
«پائولوکوئیلو»
وبسايت اشخاص مشهور به آدرس http://incredible-people.com پروفايل دانشمندان، هنرمندان، فضانوردان، معماران و بسياري از صاحبنامان جهان را گردآوري كرده است كه در ميان آنها، نام برخي از بزرگان ايراني مانند جابربن حيان، ابن سينا حكيم رازي و ابوريحان بيروني را نيز خواهيد ديد.
چيدمان اطلاعات اين وبسايت به گونهاي است كه به آساني ميتوانيد به اطلاعات مربوط به شخصيت دلخواه برسيد؛ كافي است از ستون سمت چپ صفحه آغازين تعيين كنيد كه شخصيتي كه به دنبالش ميگرديد جزو كدام زيرشاخه است.
سپس با كليك روي آن زيرشاخه، به صفحه ديگري منتقل ميشويد كه نام شخصي كه دنبالش ميگرديد در صورت وجود، در فهرست قابل مشاهده است. با كليك روي نام وي، خلاصهاي از زندگينامه او را مشاهده خواهيد كرد.
اگر در اينترنت به دنبال پايگاه دادهاي از دانشمندان، مخترعان و بزرگان جهان ميگرديد، كمتر چنين مجموعه كاملي را خواهيد ديد!
وبسايت www.pepere.org از سال 2004 تاكنون، 22740 گيمر و توسعهدهنده بازيهاي فلش و جاوا را گرد هم آورده است.
در صفحه آغازين وبسايت سه گروه بازي را مشاهده خواهيد كرد: بازيهايي كه توسط تيم طراحي pepere.org ساخته شدهاند، بازيهايي كه توسط اعضاي وبسايت طراحي شدهاند، و بازيهايي كه منتخب سايت هستند.
در پايين صفحه نيز خبرهاي جديد سايت را مشاهده خواهيد كرد. با كليك روي عكس هر بازي به صفحه ديگري منتقل ميشويد و ميتوانيد در پنجره مرورگرتان آن بازي را بازي كنيد. فقط يادتان باشد كه بايد نرمافزار فلش پلير را نصب كرده باشيد. برخي از بازيها هم براي اجرا به نصب نرمافزار shockwave player نياز دارند كه هر دو نرمافزار را ميتوانيد بهطور رايگان از آدرس www.adobe.com دريافت كنيد. همچنين براي ذخيره امتيازهاي به دست آمده در برخي بازي ها، بايد عضو سايت شويد.
با اينكه بازيها اغلب ساده هستند، برخي از آنها به اندازه يك بازي تمامعيار شما را مشغول خود ميكند!
در زمانهای قدیم ، مرد فقیری با دخترش زندگی می کرد. این مرد به داروغه شهر بدهکار بود و نمی توانست قرض خود را پس بدهد. روزی داروغه به مرد پیشنهاد داد که اگر دخترش را به همسری داروغه درآورد، از بدهیش چشم پوشی می کند.
مرد فقیر پریشان و درمانده پیش دخترش رفت و موضوع را با او در میان گذاشت. دختر گفت: من به یک شرط این مسئله را قبول می کنم که در حضور مردم شهر مراسمی ترتیب دهیم. در این مراسم، در کیسه ای دو تکه سنگ - یکی سفید و یکی سیاه - می گذاریم و من دست در کیسه کنم و یکی را در می آورم. اگر سنگ سیاه را در بیاورم، درخواست داروغه را قبول می کنم؛ در غير اين صورت، او باید قرض تو را ببخشد.
روز بعد، مرد فقیر موضوع را با داروغه در میان گذاشت و او هم قبول کرد و زمان مراسم را تعیین کرد.
یک روز مانده به مراسم ، یکی از سربازان زیردست داروغه خبردار شد که او قصد دارد به جای دو رنگ متفاوت هر دو سنگ داخل کیسه را سیاه انتخاب کند تا دختر هر کدام را که بردارد بازنده شود.
سرباز خبر را به مرد فقیر و دخترش رساند، اما دخترک به پدر گفت: هیچ نگران نباش که من حتماً پیروز می شوم.
و همین طور هم شد!
حالا به نظر شما دخترک چه کاری انجام داد و چگونه در مسابقه برنده شد؟
دخترک در روز موعود دست در کیسه کرد و یکی از سنگها را بیرون آورد و قبل از اینکه به دیگران نشان دهد با قدرت آن را به خارج از میدان پرتاب کرد، بعد گفت: حالا که به آن سنگ دسترس نداریم، می توانیم سنگ دیگر را ببینیم و هرچه بود بر عکسش عمل می کنیم.
... و ما می دانیم که سنگ باقیمانده در داخل کیسه سیاه بود!
من يک گربه ام. گربه اي که هر روز در برابر آماج حمله هاي انساني مي ايستد و مبارزه مي کند. براي ما کلمه «پيشت» ديگر معناي خاصي نمي دهد. اين کلمه بدين معناست که انسانها آن قدر خودخواه اند که دوست ندارند ما را ببينند. هرگاه انسانی گربه ای را مي بيند، هر چقدر با او فاصله داشته باشد، او را پيشت مي کند؛ و ما مي دانيم که اگر فرار نکنيم، جوابمان سنگ يا لنگه کفش خواهد بود.
اي انسانها، آيا تا به حال سردتان نشده است؟ پس چرا نمي گذاريد در زير زمين خانه هايتان يا درون ماشينتان بخوابيم؟ مگر ما حق زندگي نداريم؟ درست است که نژاد ببريان از نژاد ابوالبشر پشمالوتر است، اما آيا اين سبب مي شود که ما سرما را حس نکنيم؟ مگر من چه گناهي کرده بودم که وقتي در زيرزمين حسن کله پز بودم، چند بچه بي ادب جلوي در تجمع کردند و بعد از پيدا کردن من حسابي کتکم زدند؟ يا چرا يکي از دوستان مرا ۲ هفته در زير زمين حبس کرديد؟ آيا پناه آوردن به شما جوابش اين است؟

ما ملتمسانه از شما خواهش مي کنيم که بچه هاي خود را خوب تربيت کنيد. چرا هر وقت از کنار يکي از آنها رد می شويم، شروع به سنگ اندازي به ما می کنند؟
روزي از کنار پسري رد شدم. با دستانش اشاره اي کرد. من چون دور بودم، فرار نکردم. ناگهان ناراحت شد و از اين جسارت من آن قدر عصباني شد که تا دو کوچه دنبالم دويد. آيا ما وظيفه داريم که تا ما را پيشت مي کنيد يا به ما نگاه چپ مي کنيد، فرار کنيم؟ اين چه فلسفه اي است؟ مگر شما ساواکی هستيد؟ مگر نمي دانيد ما چقدر مفيديم؟ ما مفيدتريم يا موشها؟ اگر ما نباشيم که موشها پدرتان را در خواهند آورد. اين چه اشتباهي است که شما سگها را به موجودات ملوس و زيبا ترجيح مي دهيد؟ سگها از صبح تا شب مي خوابند و به در و ديوار نگاه مي کنند و به ذهن شما تلقين کرده اند که دارند نگهباني مي دهند. اشتباه نکنيد، آنها موجوداتي مفت خورند.
شما را گول زده اند. سگها را از خانه بيرون کنيد و ما را به درون خانه بياوريد. هم همدم شما خواهيم بود و هم با ملاحت خود شما را به وجد خواهيم آورد.
قربان شما: گربه زجر كشيده!