تو که تا دیروز کت و شلوار رو با کتانی چینی می پوشیدی و حالا که شلوار جین می پوشی و کوله میندازی رو دوشت، فکر می کنی خیلی با کلاسی.
تو که تا دیروز نمی تونستی فارسی حرف بزنی و حالا هر وقت که تعجب می کنی میگی Oh my god فکر می کنی خیلی با کلاسی.
تو که تا هفته ی پیش نیسان سوار میشدی و می گفتی نیسان بهترین ماشینه حالا یه پراید انداختی زیر پات فکر می کنی خیلی با کلاسی.
تو که تا چند وقت قبل فقط با جواد یساری و عباس قادری و ... حال می کردی حالا که فقط آلکس و امینم گوش میدی و جوگیر شدی و فکر می کنی خیلی با کلاسی، عشقت این بود که بری دیزی سرای هوشنگ آبگوشتو با چهارتا پیاز بخوری، اما حالا که میری کافی شاپ و میلک شیک و کرم کارامل و سان شاین میخوری فکر می کنی خیلی با کلاسی.
تو که تا چند سال قبل نوشابه می ریختی توکاسه و بربری تیلیت میکردی توش و حال می کردی، حالا که تقی به توقی خورده و اومدی بالای ونک میشینی فکر میکنی خیلی با کلاسی.
تو که تا قبل از دانشگاه فقط پرویز قاضی سعید و ر ـ اعتمادی و فهیمه رحیمی می خوندی حالا که رفتی دانشگاه جبران می خونی و پائولوکوئیلو فکر می کنی خیلی با کلاسی.
با توام که دماغتو عمل کردی، هروز یه لنز به چشات می زنی، شلوارتو با خیلی کوتاه می کنی یا خیلی گشاد، فکر می کنی خیلی با کلاسی.
اگه مایه دار نیستی هر کاری که بتونه جلب توجه کنه کلاسه.
یه لنگه شلوارت آبی و یکی قهوه ای ینی کلاس.
لنز چپ چشم سیاه و آون طرفی آبی باشه یعنی کلاس.
یه طرف صورتتو با تیغ بزنی و ریش طرف دیگه رو بلند کنی یعنی کلاس.
لباس پاره پوره بپوشی و بری دانشگاه یعنی کلاس.
سر میز شام با دست غذا بخوری و هی دماغتو بکشی یعنی کلاس.
تو مراسم خواستگاری به بابای عروس چرت و پرت بگی یعنی کلاس.
رو سقف پیکانت پروژکتور بذاری یعنی کلاس.
رو موتورت هفت تا بوق بذاری که همه بهت فحش بدن یعنی کلاس.
اصلا مهم نیست که بقیه در مورد تو چی فکر می کنن، مهم اینه که جلب توجه کنی، اون وقته که با کلاسی.