بسم الله الرّحمن الرّحیم
نیایش
( گفتگوی شبانی با حضرت دوست )
حكايت آوردهاند كه حق تعالي ميفرمايد :
اي بنده من، حاجت تو را درحالت دعا و ناله زود بر آوردمي، اما در اجابت جهت آنتأخير ميافتد تا بسيار بنالي كه آواز و ناله تو مرا خوشميآيد، مثلا: دو گدا بر در شخصي آمدند، يكي مطلوب ومحبوب است و آن ديگري عظيم مبغوض است. خداوندخانه گويد به غلام كه زود، بي تاخير، به آن مبغوض نانپاره بده تا از در ما زود آواره شود، و آن ديگر را كهمحبوب است وعده دهد كه هنوز نان نپختهاند، صبر كنتا نان برسد.1
حال خدايا ! نميدانیم مبغوض درگاهيم يا مطلوب !
به چگونگي اجابت حاجات كه مینگریم (چنانچه ملاك را حكايت فوق بدانيم) شادان ميشويم، اما باز ميترسيم كه نكند عدم اجابت دعايمان بواسطه بي لياقتي ما باشد، نه اينكه تودوست ميداري ما همچنان با ناله و لابه بخوانيم وبخواهيم. اما عزيزا ! معبودا ! اميدواريم به كرمت باينكه فرصت و مجال و لياقت گفتگو ونیز حال خواستن را بمادادهاي ؛ پس بارالها! از اينكه لياقت خواستن از خود را ؛ بما دادهاي، ترا شاکریم، همينكه قابل دانستي كهيك بي نهايت كوچكي همچو ما از بي نهايت بزرگي همچو تو؛ بخواهیم ؛ خود بزرگترين نعمات و عطاياي توست !
يا رحمن ! از دعائي كه تو يادمان دادي شروع ميكنيم....
امّن يجيب المضطرّ اذا دعاه و يكشف السّوء
آيامعبودهاي بي ارزش شما بهترند يا كسي كه دعاي مضطر ودرمانده را به اجابت ميرساند؟ و گرفتاري و بلا رابرطرف ميكند؟
الهي ! اگر داشتيم ؛ نميخواستيم ! اگر نميداشتي از تونميخواستيم!
بار خدايا ! محمودم خواندند، محمودم گردان ! وگرنه نابودم گردان !
يا رحيم ! نه، نه ! هيچ معبودي با ارزشتر از تو نيست. هيچبلاگرداني به قدر و منزلت تو نيست. هيچ مضطر ودرمانده را ناجي و مأمني جز تو نيست وكسي قادر بهاجابت خواسته كشتي شكستگان و به طوفان بلاگرفتارآمدگان نيست، جز تو. ما شهادت ميدهيم به اينكه تويگانه معبود، ارجمند و عزيز و قادر و توانا و بلاگردان هرمضطري و جز تو كسي را ياراي اين كار نيست !
يا رب ! افتح بيننا و بين قومنا بالحقّ و انت خيرالفاتحين. ميان ما و قوم ما به حق، راهي بگشا كه تو بهترينراهگشاياني .
اي دلارام ! در ما عشق و دردي است كه اگر جمله خوشيها ومقصودها حاصل آيد، دل آرام نگيرد و نخواهد آسود. دل ما تنها تقاضايتو دارد.
يا مالك يوم الدين ! سبحانك فقنا عذاب النّار انّك من تدخل النّار فقد اخزيتهو ماللظّالمين من انصار
پاك و منزهي، ما را به لطف خود از عذاب دوزخ نگاه دار.پروردگارا ! هر كه را تو بدوزخ افكني او را خوار و رسواساختهاي و اينگونه افراد ستمگر، ياوري ندارند.
الهي ! تو بلائي، ما مبتلائيم، از تو جز تو خواستن بيهودگياست !
يا نور علي نور ! روشني مان بخش و بالايمان ببر و از پستي دورمان دار،تو نيك ميداني كه بالائي را براي خودمان نميخواهيم , چه اگر چراغ، عنايت كني و روشني، لابد براي نفع ديگران, بايد بالا بود، چراغ اگر بر بالا نهي به وسعت بيشتري نور خواهد پاشيد. اگر بزير آيد، همان چراغاست الا اينكه خانه تاريك ميماند.
منظور توئي، عظيم توئي.....
اي والاترين ! گوهر والائي مان بخش، اين مهم نيست كه در زير باشيم و كوچك و پنهان، چه اگر آن گوهر عالي داشته باشيم به لطف تو دائم والائيم. سبوس بالاي غربيل است و آرد زيرآن، آرد در زير هم آرد است !
يا هادي ! اهدنا الصراط المستقيم - ربّنا انّنا سمعنا مناديّا يناديللايمان ان امنو بربّكم و امنّا ربّنا فاغفر لنا ذنوبنا و كفّر عنّا سيّئاتنا و توفّنا مع الابرار. پروردگارا ! ما شنيديم كه منادي ايمان ندا در داد كه به پروردگارخود ايمان آوريد پس ايمان آورديم. پروردگارا گناهان مارا ببخش و ما را با نيكان بميران !
يا قادر! قدرتي بخش كه در ميان بدان بتوانیم باشیم و لكن از آناننباشیم.
بارالها ! چنان می اندیشم که ؛ بزرگي ,خرج دارد، تاوان عظمت را بايد داد. ما كوچكان،با معرفت به عظمت تو، دل در گروه افاضات عظيم وجودت بستهايم و ميدانيم كه بقول كوچولوهاي معصوم بخشش با بزرگتر است ! تو ميبخشي چون بزرگي. يكيگفت : بزرگي بدون بخشش؟!!
يا غفار! شاید ازروي جهلم گاهي فكر ميكنم - چنين كريمي، چنينغفوري و... و چنان جهنمي؟! ولي تو عادل هم هستي،حق است فردوس و دوزخ - حق است. حق است وعده ووعيدهايت و تخلف نخواهد كرد. بارخدايا ! يا ارحم الراحمين، ارحم عبدك الضّعيف...
الهي ! رايگان عطا كردي، رايگان هم ببخش !
اي نزديك به ما ! چه شايسته و سزاوار خداوندي كه ميفرمائي :
و اذا سألك عبادي عنّي فانّي قريب اجيب دعوه الدّاع اذادعان فليستجيبو الي و ليومنوا بي لعلّهم يرشدون .
آنهنگام كه بندگان من از تو درباره من سؤالكنند(بگوي) من نزديكم : دعاي دعاكننده را به هنگاميكه مرا ميخواند پاسخ به اجابت گويم. پس آنها بايد دعوت مرا بپذيرند و بمن ايمان بياورند تا راه يابند(و به مقصد برسند).
اي كامل ! سبك سري هامان را ببخش، چه اگر بار داشتيم و پر ازمعرفت، همچو سپيدار سر بالا و مغرور نبوديم و بلكههمچون شاخي پر از ميوه سر بزير و متواضع و فروتنميبوديم.
الهي ! يقين مان كامل كن، چه آنكه؛ ميدانيم كسي را پاداش سزاست كه باور كند به محض خواستن، عطا حتمي است اينكه در ظن و ترديد و گمان و خيال باشيم كه آياميدهد يا نميدهد؛ اين خود از نقص يقين است.راستي كسي كه باور ندارد اجابت خواستهاش حتمياست، شايسته آنست كه.... !! ولي تو خدايي كه نخواسته هم دادي و بقولي.... ما نبوديم و تقاضامان نبود لطف توناگفته ما ميشنود.
اي قريب ! اين غريب در ديار غربت را درياب و از درد تنهايي رهايي بخش، اي نزديكتر از ما به ما، ما را در دائره قرب خود راه بخش !
پروردگارا ! ايمان به تو، ايمان به هر آنچه که نازل فرمودي و عمل وشكر اين ايمان و انزال را، بما عنايت فرماي و توفيق متابعت شايسته و بايسته, از رسول مكرمت را نيز رفيق راهمان ساز و در مقام شاهدين و گواهان مان بنويس.
اي نيرومندترين ! دو نيروي عقل و هوا بيهوده در ما به جدال با هم مشغولند، چون ما به لطف تو اميد آن داريم كهخاطرخواه تو باشيم.
خداوندا ! ما خود آنقدر احساس حقارت در آستان تو داريم كه اگرتو نميفرمودي، نميدانستيم با چه رویي و با چه پشتوانهاي از عمل، درخواست كنيم كه ما را در صف رهبري امتها در دنيا و شافي و گواه بر اعمال روزجزا(الشاهدين) قرار بده ! تو خود فرمودي چنين بخواه وچنان باش كه شايسته درخواست اين مقام باشيم.