اعجاز قرآن در چيست؟
چگونه مي توان اثبات كرد كه قرآن كلام خدا است، نه سخن پيامبر؟ اعجاز قرآن در چيست؟
پيامبر اسلام که آورنده قرآن است مي گويد اين قرآن کلام خداست و خود قرآن نيز مي گويد من سخن خدا هستم نه سخن بشر. و قرآن براي اين ادعا دليل مي آورد و همگان رابه تحدي و مبارزه طلبي فرا مي خواند و در اين مبارزه پيروز مي شود. در توضيح اين سخن مي گوييم: قرآن با آن همه عظمتي که دارد ، توسط پيامبري آورده شد كه به مكتب نرفته بود و سواد خواندن و نوشتن ندانست ، نيز تا بدان زمان هيچ سخني مانند آن نگفته بود. شايد بديهى ترين دليل بر اعجاز قرآن اين باشد كه معاصران پيامبر(ص) و حتى اقوامى كه تا به امروز روى كار آمدند با تمام كوشش ها و تلاش هايى كه به كار بستند, از آوردن آيه اى نظير قرآن عاجز ماندند ونتوانستند اقدامى بر ضد آيات قرآن انجام دهند, زيرا چنين كارى اصولاً از دست بشر ساخته نيست . قرآن نه تنها از نظر فصاحت و بلاغت , يعنى شيرينى و جذابيت عبارات و رسايى مفاهيم , بلكه از نظر محتواو علومى كه آن زمان دور از دسترس انسان ها بود, قوانين و مقرراتى كه ضامن سعادت و نجات بشريت است ,خالى از هر گونه تناقض و پراكنده گويى است با توجه به اين كه معلومات انسان محدود است مخصوصاً با توجه به اين كه پيامبر اسلام (ص) در محيطى پرورش يافته بود كه از همان علم و دانش محدود بشرى آن زمان نيز درآن محيط خبرى نبود, آيا وجود اين همه محتواى متنوع در زمينه هاى مختلف توحيدى , اخلاقى , اجتماعى ,سياسى و نظامى دليل بر اين است كه كلمات قرآن از مغز انسان تراوش نكرده بلكه از ناحيهء خداوند است نظرى به تاريخ اسلام , روشن مى سازد كه كسى نتوانسته مشابه قرآن را بياورد; زيرا در داخل كشورهاى اسلامى در زمان پيامبر(ص) و پس از او حتى در خود مكه و مدينه , مسيحيان و يهوديان سرسخت و متعصبى مى زيستند كه براى تضعيف مسلمانان از هر فرصتى استفاده مى كردند, به علاوه اين كه افراد مسيحى و يهودى ونيز منافقين در ميان مسلمانان زندگى مى كرندند و مسلماً اين عده به دقت مراقب اوضاع مسلمين بودند و از هربرنامه اى كه به زيان مسلمانان تمام مى شد, استقبال مى كردند. اگر به كتاب دسترسى پيدا مى كردند كه بتواند به مقابله با قرآن برخيزد تا آن جا كه مى توانستند آن را نشر مى دادند و يا لااقل در حفظ آن مى كوشيدند. از اين رومى بينيم حتى افرادى كه به احتمال ضعيفى به معارضه با قرآن برخاسته اند, تاريخ نام آنان را ضبط كرده است .يكى از اين افراد "مسيلمه كذاب " اهل يمامه است كه به مبارزه با قرآن برخاست و حتى از او جملاتى كه بر وزن بعضى از آيات بوده ثبت شده است , ولى از نظر محتوا و معنا خنده دار مى باشد و همانند لطيفه اى نقل مجالس بوده است ; به عنوان مثال هم وزن آیات سوره "والذاریات" چنین گفته است : "والمبذرات بذرا و الحاصدات حصدا و الذاریات قمحا و الطاحنات طحنا و العاجنات عجنا و الخابزات خبزا و الثاردات ثردا و اللاقمات لقما اهالة و سمنا؛ یعنى قسم به دهقانان و كشاورزان , قسم به درو كنندگان ,قسم به جدا كنندگان كاه از گندم , قسم به جدا كنندگان گندم از كاه , قسم به خمیر كنندگان , قسم به نان پزندگان ,قسم به ثرید كنندگان و قسم به آن كسانى كه لقمه هاى چرب و نرم بر مى دارند." و در جاى دیگر مى گوید: "یا ضفدع بنت ضفدع نقى ما تنقین نصفك فى الماء و نصفك فى الطین لا الماء تكدرین و لا الشارب تمنعین ;یعنى اى قورباغه دختر قورباغه آن چه مى خواهى قور قور كن , نیمى از تو در آب نیمى دیگر در گِل است ; نه آب را گل آلود مى كنى و نه كسى را از آب خوردن جلوگیرى مى كنى . اگر تاریخ بهتر از این جملاتى را پیدا مى كرد ثبت مى كرد, ولى مشاهده مى كنید كه این جملات چه قدر بى محتوا است و نمى تواند با قرآن برابرى كند." اعجاز قرآن از منظر دیگران: تاریخ پر است از تعریف و تمجید موافقان و مخالفان قرآن , كه در این جا به نمونه هایى از آن اشاره مى شود: ـ ابوالعلاى معرى , شاعر معروف عرب كه میانه خوبى با اسلام نداشت , مى گوید: این سخن مورد اتفاق همه است كه كتاب محمد(ص) عقل ها را در برابر خود مغلوب ساخت و تا كنون كسى نتوانسته است مانند آن رابیاورد. سبك این كتاب با هیچ یك از سبك هاى معمول میان عرب اعم از خطابه , رجز, شعر و سجع شباهت ندارد. امتیاز و جاذبه این كتاب به قدرى است كه اگر یك آیه از آن در میان كلمات دیگران قرار گیرد, چون ستاره اى فروزان در شب تاریك مى درخشد! ـ ولیدبن مغیره مخزومى ـ مردى كه به حسن تدبیر در میان عرب شهرت داشت و براى حل مشكلات اجتماعى از فكر و تدبیر او در زمان جاهلیت استفاده مى كردند و به همین جهت او را گل سر سبد قریش مى نامیدند ـ پس از این كه چند آیه از اوّل سوره غافر را از پیغمبر شنید در محفلى از طایفه بنى مخزوم حاضرشد و چنین گفت : به خدا سوگند, از محمد سخنى شنیدم كه نه شباهت به گفتار انسان ها دارد و نه پریان ; گفتاراو شیرینى خاص و زیبایى مخصوصى دارد. گفتارى است كه بر همه چیز پیروز مى شود و چیزى بر آن پیروزنخواهد شد. ـ كارلایل , مورخ و دانشمند معروف انگلیسى درباره قرآن مى گوید: اگر یك بار به این كتاب مقدس نظرافكنیم , حقایق برجسته و خصایص اسرار وجود طورى در مضامین جوهره آن پرورش یافته كه عظمت وحقیقت قرآن به خوبى از آن ها نمایان مى گردد و این خود مزیت بزرگى است كه فقط به قرآن اختصاص یافته ودر هیچ كتاب علمى و سیاسى و اقتصادى دیگر دیده نمى شود. بلى , خواندن برخى از كتاب ها تأثیرات عمیقى در ذهن انسان مى گذارد ولى هرگز با تأثیر قرآن قابل مقایسه نیست ,(1) از این جهت بایستى گفت : مزایاى اولیه قرآن و اركان اساسى آن مربوط به حقیقت و احساسات پاك و عناوین برجسته مسائل و مضامین مهم آن است كه هیچ گونه شك و تردید در آن راه نیافته و پایان تمام فضایل را كه موجد تكامل و سعادت بشرى است در برداشته و آن را به خوبى نشان مى دهد. ـ جان دیون پورت , مؤلف كتاب "عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن " مى نویسد: قرآن به اندازه اى از نقایص مبرا و منزه است كه نیازمند كوچك ترین تصحیح و اصلاحى نیست و ممكن است از اول تا به آخر آن خوانده شود بدون آن كه انسان كم ترین ملالتى از آن احساس كند... و همه این معنا را قبول دارند كه قرآن با بلیغ ترین وفصیح ترین لسان و به لهجهء قبیله قریش كه نجیب ترین و مؤدّب ترین عرب ها هستند ، نازل شده است ... (2) ـ گوته , شاعر و دانشمند آلمانى مى گوید: سالیان درازى كشیشان بى خبر از خدا ما را از پى بردن به حقایق قرآن مقدس و عظمت آورندة آن محمد(ص) دور نگاه داشته بودند, اما هر قدر كه ما قدم در جاده علم ودانش گذارده ایم پرده هاى جهل و تعصب نا به جا از بین مى رود و به زودى این كتاب توصیف ناپذیر عالم را به خود جلب نموده و تأثیر عمیقى در علم و دانش جهان كرده , سرانجام محور افكار مردم جهان مى گردد... ما درابتدا از قرآن رو گردان بودیم , اما طولى نكشید كه این كتاب توجه ما را به خود جلب كرد و ما را دچار حیرت ساخت تا آن جا كه در برابر اصول و قوانین علمى و بزرگ آن سر تسلیم فرود آوردیم .(3) ـ ویل دورانت مورخ معروف مى گوید: قرآن در مسلمانان آن چنان عزت نفس و عدالت و تقوایى به وجودآورده كه در هیچ یك از مناطق جهان , شبیه و نظیر نداشته است . ـ ژول لابوم اندیشمند و نویسندهء فرانسوى در كتاب تفصیل الایات مى گوید: دانش و علم براى جهانیان ازسوى مسلمانان به دست آمد و مسلمین علوم را از قرآنى كه دریاى دانش است گرفتند و نهر از آن براى بشریت در جهان جارى ساختند.(4) ـ دینورت , مستشرق دیگرى مى نویسد: واجب است اعتراف كنیم كه علوم طبیعى و فلكى و فلسفه وریاضیات كه در اروپا اوج گرفت , عموما از بركت تعلیمات قرآنى است و ما مدیون مسلمانانیم ; بلكه اروپا از این جهت شهرى از اسلام است .(5) ـ دكتر بانو لورا واكسیا واگلبرى ، استاد دانشگاه ناپل در كتاب پیشرفت سریع اسلام مى نویسد: كتاب آسمانى اسلام نمونه از اعجاز است ... قرآن كتابى است كه نمى توان از آن تقلید كرد. نمونهء سبك و اسلوب قرآن درادبیات سابقه ندارد. تأثیرى كه این سبك در روح انسان ایجاد مى كند ناشى از امتیازات و برترى هاى آن است . این شبهه كه قرآن ممكن است معادل داشته باشد ولى جلوه اى نكند, درست نیست , زیرا اگر چیزى جلوه داشته باشد, بروز مى كند. ] نور خورشید حتى در زیر ابرها روشن گرى و نورافشانى مى كند. قطعاً اگر قرآن معادلى داشت , شناخته مى شد و مخفى نمى ماند.(6) و شاید گفته شود عادت مردم مانع پذیرش این معادل ها بوده , اما این حرف نیز نادرست است ; زیرا همیشه افرادى بوده و هستند كه دنبال چنین مسائلى هستند؛ اگر چیزى وجود داشت , طبیعتاً آن را سینه به سینه و نسل به نسل به ارث مى گذاشتند و امروز در دسترس بود. اگر كسى بگوید آیاتى كه پیش گویى كرده اند, معجزه هستند و بقیهء آیات , معجزه نیستند, باید بگوییم كه اعجاز آیات قرآنى فقط به خاطر پیش گویى نیست , بلكه سبك و روش خاص قرآن نشان دهندهء این است كه كلام انسان نیست و كلام خداست و همهء آیات به هم پیوسته و وابسته اند و در یك نظم خاص قرار دارند؛ اگركسى بپذیرد كه بعضى از آیات اعجاز است , گویا پذیرفته است كه همهء قرآن اعجاز است . اما شك در درس نخوانده بودن پیامبر مثل شك در امور بدیهى است , وقتى همه مى گویند و سراسر تاریخ شاهد است اگر در این مسئله شك كنیم و بگوییم تاریخ قابل اعتماد نیست , پس چه چیز قابل قبول است ؟مسائلى را كه عقلاى قوم مى پذیرند باید پذیرفت وگرنه سنگ روى سنگ بند نخواهد شد. پیامبر(ص) خطبه هایى دارد, ولى هیچ یك مشابهتى با سیاق و نظم خاص قرآن ندارد. اعراب معمولاً درسخنورى و سرودن شعر مهارت داشته اند; پیامبر هم مى توانسته سخنرانى كند, ولى سخنرانى با متن قرآن فرق دارد. گفته ها و كلمات پیامبر(ص) موجود است و شاید از نظر حجم بیش تر از قرآن باشد. مسئله این است كه مطالب قرآن و سبك آن هیچ شباهتى با سخنان پیامبر(ص) ندارد. خلاصه این كه درك همه این مسائل براى علما قابل فهم است ولى افرادى در میان تودهء مردم وجود دارندكه اجمالاً قدرت تشخیص دارند. وقتى عربى تا به حال آن چه شنیده اشعار جاهلى بوده , به تمام مفاهیم ومضامین آن وارد است ؛ از قبیل جنگ , خون ریزى , زن , عشق و... وقتى قرآن آمد براى او تازگى داشت و چیزى غیر از آن چه از انسان ها شنیده بود به گوشش خورد و این جا بود كه واكنش نشان داد, شیفتهء آن شد و دل در گروآن بست و آن را معجزه دانست .(7) اعجاز به معناى عاجز ساختن است و در اصطلاح دینی، انجام كار و اظهار امرى است به وسیلة انبیاى الهى براى اثبات صدق نبوّتشان كه هیچكس قادر به آوردن مثلش نباشد، به گونه اى كه مردم عدم قدرت و عجزشان را ادراك كنند. همچنانكه بشر نمى تواند موجودى (هرچند بسیار پست و كوچك) را خلق كند، قطعاً هیچ انسانی نخواهد توانست مانند معجزات پیامبران بیاورد. به این مسئله در آیة هفتاد و دوم سورة حجّ اشاره مى كند. از زمان نزول قرآن همواره شعرا و نویسندگانى وجود داشته اند كه در مقام مبارزه با آن بر آمده، غزلها نیز آیه ها و سوره هایى ساختند، كه هیچكدام نشانى از اعجاز ندارند، بلكه داراى چیزهاى خارق العاده و امتیازند، نه اعجاز و آیه، كه مربوط به عالم غیب باشد. معجزات انبیا نشان از جهان دیگرى دارند. خصوصاً قرآن. اهمّیت و عظمت معجزة آن به حدّى است كه هر قطعه از عباراتش كه گاهى فقط یك كلمه است، "آیه" نامیده مى شود. بنا به اعتراف فیلسوف بزرگ "كارلیل"، قرآن صدایى است كه از دل هستی و قلب و جود برخاسته است. اما برخى از دلایلى را كه مى توان به آن ها دربارة معجزة الهى (قرآن) صدق ادعاى پیامبر(ص) اسلام استناد جُست، به صورت مختصر اشاره مى كنیم: 1ـ نفوذ و جاذبة بى نظیر قرآن. همانند داستان "ابن ابى العوجاء" مادّى گرا و دوستانش، حتّى جاذبة قرآن میان دانشمندان بیگانه. 2ـ اعجاز قرآن از نظر فصاحت و بلاغت. در آیة سی و هشمتم سورة یونس به آن اشاره شده است. 3ـ اعجاز قرآن از نظر معارف الهی همانند آیات بیست و یكم سورة ذاریات. 4ـ اعجاز قرآن از نظر علوم روز و اكتشافات علمى همانند جاذبة عمومى زمین و توازن قوة جاذبه و دافعه كه در سوره هاى رعد و ذاریات از آن سخن به میان آمده است. 5ـ نگاه قرآن به آفرینش و گسترش جهان كه در آیات یازدهم سورة فصلت و چهل و هفت سورة ذاریات و سى ام سورة انبیا از آن سخن گفته شده است. 6ـ قرآن و زندگى در كرات دیگر كه در آیة 29 سورة شورى به آن مى پردازد. 7ـ قرآن و آفرینش كوه ها كه در آیات اوّل سورة نحل و ششم و هفتم سورة نبأ و بیست و هفتم سورة مرسلات و دهم سورة لقمان و ... سخن گفته شده است. 8ـ قرآن و زوجیت عمومى و زوجیت گیاهان كه در سوره هاى لقمان و حجّ و طه و ذاریات و یس و مرسلات و مؤمنون از آن سخن به میان آورده است. 9ـ قرآن و مسألة أثرات مهم جوّ زمین كه در آیة سى و دوم سورة انبیا و هفتاد و نهم سورة نحل... به آن پرداخته شده است. 10ـ قرآن و علل نزول باران و تگرگ كه در آیة سى و چهارم سورة نور از آن سخن گفته شده است. 11ـ قرآن و رابطة رعد و برق و باران كه در آیات بیست و چهارم سورة روم و دوازدهم سورة رعد از آن سخن به میان آورده است. 12ـ قرآن و راه تشخیص هویت انسان كه در آیات سوم و چهارم سورة قیامت از آن سخن گفته است. 13ـ قرآن و عظمت آفرینش آسمان ها كه در سورة مؤمن از آن سخن گفته است. 14ـ اعجاز قرآن از نظر تاریخ و وضع قوانین و اخبارغیبى و هزاران آیه و نشانة دیگر كه همه از معجزة الهى حكایت دارد. مى توانید در این خصوص به كتاب هاى پیام قرآن جلد هشتم تألیف آیت الله مكارم شیرازی، تفسیر بیان ج اول تألیف آیت الله العظمى آقاى خوئی، تفسیر نوین جزء سیام، تألیف مرحوم محمد تقى شریعتى مراجعه فرمایید. پی نوشت ها ==== 1 - معارف اسلامى جمعى از نویسندگان , سمت , ص 175 2 - جان دیون پورت , عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن , ص 111 3 - معارف اسلامى , همان , ص 176 6 - پیشرفت سریع اسلام , ترجمهء سعیدى , ص 49 7 - اقتباس از تفسیر نمونه , ج 1 ص 133ـ 138




